تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
در درون روضهء مقدسهء منوّرهء معصومه سلام اللّه عليها فقير مصحف برداشته قسم خوردم كه حكايت كتاب كتابخانهء حضرت را كه مير صدر الدّين محمد بعرض اشرف رسانيده كه نزد بنده است ، كذب محضست ، و بنده از آن خبرى ندارم ، و غير واقع و تمام افتراست ، و در ضمن آن مباهله كرده مشار اليه را به حضرت امام رضا و همشيره‌اش حواله كردم ، و چون مير صدر الدّين محمد از دارالسلطنهء اصفهان در شهر صفر متوجه كاشان شده از كاشان بجانب خراسان عزيمت فرمودند ، مشار اليه در حوالى بسطام بانتقام منتقم حقيقى ناگاه از كارخانهء ديوان قضا در شهر ربيع الاوّل تنگوزئيل سبع و الف كه يك ماه از مباهله مىگذشت ، مستوجب سياست و حدود الهى شده به آن خود رسيد . بيت
پنداشت ستمگر كه ستم بر ما كرد * بر گردن او بماند و از ما بگذشت
و در تاريخ فوت مير ، ابو طالب كاشى اين ابيات بر لوح بيان نگاشته : قطعه
مير فلك رتبهء عالىگهر * صدر انام اختر برج شرف اختر تابندهء هفتم سپهر * گوهر يكتاى گرامى صدف از شرف و سيرت و خلقش سزد * فخر كنند ار بوجودش سلف چون گهر ذات گرامى او * مادر ايام ندارد خلف عاقبت از دار فنا رخت بست * شد ز قضا نقد حياتش تلف خانه سيه كرد و فلك زين عزا * گشت رخ ماه كبود از كلف حيف كه ارباب خرد را نماند * قدوه و ملجا و ملاذ و كنف بود چو ارباب نغم را ملاذ * بد چو ازو اهل طرب را شعف نغمه‌سرايان همه بستند لب * ماند ز آهنگ و نوا چنگ و دف بربط و تنبور گسستند تار * عود برآورد فغان از اسف از پى تاريخ وفاتش خرد * بود طلبكار چو از هر طرف فكر بيك بيت دو تاريخ بكر * پيش وى آورد برسم تحف