تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧

تذكرة الشعراء تأليف مير صدر الدّين محمد بن ميرزا شرف بن قاضى جهان سيفى حسنى قزوينى در اوائل قرن يازدهم

قاضى احمد بن مير منشى قمى در تذكرهء گلستان هنر و محمد يوسف واله در تاريخ خلد برين و اسكندر بيگ منشى در عالم‌آراى عباسى ازين تذكره نام برده‌اند . قاضى احمد در فصل سوم گلستان هنر كه مشتملست بر احوال خوشنويسان نستعليق ترجمهء وى را چنين نگاشته است : « مير صدر الدّين محمد ولد ميرزا شرف‌جهان قزوينى وى شاگرد مولانا مالك بود ، و صاف و پاكيزه مىنوشت ، و در رنگ‌آميزى و وصّالى قدرت تمام داشتند ، و در علم موسيقى و ادوارد وقوف بسيار داشتند ، و صوتها و نقشها بسته ، و تذكرة الشعرائى به طرز و اسلوب خواجه دولتشاه كه بعد از هر شاعرى يكى از سلاطين زمان را ذكر كند ، قريب چهل سال در ميان داشتند ، و دست و پاى بيشترى زدند و كارى نساختند ، و قرب ده سال هرساله مبلغى كلّى از نواب كامياب مالك‌رقاب اشرف همايون ابو المظفر شاه‌عبّاس بهادر خان خلد اللّه ملكه ابدا مىگرفتند كه تذكره را تمام كنند ، بالاخره عاجز آمده موقوف بتذكرهء راقم نمودند كه اين را گرفته در آن لباسى بپوشانند ، مكررا نواب اعلى را برين داشت كه تذكره را از بنده طلبيدند ، چون اتمام نيافته بود ، بنده معذرت عرض كردم ، تا آنكه ديگر بهانه نيافت و نواب كامياب تذكرهء او را مىطلبيدند ، در برابر تهمت بر فقير نموده عرض كرد كه چهل و پنج سال قبل ازين كه والد راقم وزير مشهد مقدّس معلّى بود ، كتابى از كتابخانهء آن حضرت گرفته و نزد او مانده ، الحال آن كتاب نزد قاضى احمدست ، آن را بستانيد و به من دهيد تا من تذكره را تمام كنم ، هيچ قزوينى هرگز اين حرف نگفته ، القصه بمؤداى القاص لا يحبّ القاص خاطر اشرف را ازين غلام منحرف ساخته ، معزول شده به قم آمدم ، و در ماه صفر كه نواب مستطاب معلّى القاب ، سيادت و صدارت پناه ، خداوندى امير ابو الولى انجو به قم تشريف آوردند ،
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 267 | أحمد گلچين معانى