تذكرة الشعراء تأليف مير صدر الدّين محمد بن ميرزا شرف بن قاضى جهان سيفى حسنى قزوينى در اوائل قرن يازدهم
قاضى احمد بن مير منشى قمى در تذكرهء گلستان هنر و محمد يوسف واله در تاريخ خلد برين و اسكندر بيگ منشى در عالمآراى عباسى ازين تذكره نام بردهاند .
قاضى احمد در فصل سوم گلستان هنر كه مشتملست بر احوال خوشنويسان نستعليق ترجمهء وى را چنين نگاشته است :
« مير صدر الدّين محمد ولد ميرزا شرفجهان قزوينى وى شاگرد مولانا مالك بود ، و صاف و پاكيزه مىنوشت ، و در رنگآميزى و وصّالى قدرت تمام داشتند ، و در علم موسيقى و ادوارد وقوف بسيار داشتند ، و صوتها و نقشها بسته ، و تذكرة الشعرائى به طرز و اسلوب خواجه دولتشاه كه بعد از هر شاعرى يكى از سلاطين زمان را ذكر كند ، قريب چهل سال در ميان داشتند ، و دست و پاى بيشترى زدند و كارى نساختند ، و قرب ده سال هرساله مبلغى كلّى از نواب كامياب مالكرقاب اشرف همايون ابو المظفر شاهعبّاس بهادر خان خلد اللّه ملكه ابدا مىگرفتند كه تذكره را تمام كنند ، بالاخره عاجز آمده موقوف بتذكرهء راقم نمودند كه اين را گرفته در آن لباسى بپوشانند ، مكررا نواب اعلى را برين داشت كه تذكره را از بنده طلبيدند ، چون اتمام نيافته بود ، بنده معذرت عرض كردم ، تا آنكه ديگر بهانه نيافت و نواب كامياب تذكرهء او را مىطلبيدند ، در برابر تهمت بر فقير نموده عرض كرد كه چهل و پنج سال قبل ازين كه والد راقم وزير مشهد مقدّس معلّى بود ، كتابى از كتابخانهء آن حضرت گرفته و نزد او مانده ، الحال آن كتاب نزد قاضى احمدست ، آن را بستانيد و به من دهيد تا من تذكره را تمام كنم ، هيچ قزوينى هرگز اين حرف نگفته ، القصه بمؤداى القاص لا يحبّ القاص خاطر اشرف را ازين غلام منحرف ساخته ، معزول شده به قم آمدم ، و در ماه صفر كه نواب مستطاب معلّى القاب ، سيادت و صدارت پناه ، خداوندى امير ابو الولى انجو به قم تشريف آوردند ،