تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
عبد اللّه مرواريد متخلص به بيانى گويد : « و بندگى مولانا نور الملّة و الدّين عبد الرحمن جامى راست اين مطلع :
نوبهاران كه دمد شاخ گلى از گل من * غنچه‌هايش بود آغشته به خون‌دل من
و خواجه شهاب الدّين عبد اللّه فرمايد در تتبع مولانا عبد الرحمن جامى اين مطلع :
آه كز هركه وفا بود اميد دل من * غير نوميدى ازو هيچ نشد حاصل من
و مؤلف اين تذكره بنا بر حكم اين بزرگزادهء فاضل گستاخى نموده تتبع اين غزل كرده : لمؤلفه
ديگرى را مكش از غمزه برغم دل من * هر زمان قصد هلاكم مكن اى قاتل من مىكشى خنجر و خون مىخورم از حسرت آن * كه شود رنجه دمى تيغ تو از بسمل من قابل دولت غمهاى تو آيا دل كيست * نيست مقبول تو بارى دل ناقابل من يار بگذشت و رقيب از اثر او برسيد * آه ازين بخت بد و دولت مستعجل من سر بنه بر سر آن كوى علائى زان روى * تا دم حشر درينجاست چو سرمنزل من »
« ص 516 چاپ ليدن »
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 266 | أحمد گلچين معانى