خلوتخانه : در شرح احوال و نقل اقوال نسوان عفت توامان معاصرين اين بلد يا ساير بلاد .
هنگامهء دوم : و آن مشتملست بر دو ايوان و يك آستانه :
ايوان اول : در ذكر شعراى يزد از متقدمين ، اگرچه مقصود نگارش احوال معاصرين است . لكن چون رشتههاى درر و لآلى منظومات ايشان در كتب متعدده و دواوين متفرقه از هم گسيخته و در كنار تصرف شعراى هر مملكتى ريخته ديد ، لهذا جواهر زواهر و لآلى متلالى اشعار رنگين و ابيات دلنشين هريك را چون عقد پروين مهما امكن اعم از اينكه اسامى سامى ايشان در تذكرهها و تواريخ مسطور باشد يا نه ، برشتهء تحرير كشيد ، و همه را در يك سلك منسلك و در يك مجمع مجتمع گردانيد .
ايوان دوم : در توصيف و تعريف حالات و خيالات معاصرين اين بلد كه اكثر در ساحت فصاحت جلوهگرند .
آستانه : در چگونگى احوال كثير الاختلال انجمنآراى اين بساط جنت نشاط » .
ترتيب تراجم الفبايى و با رعايت حرف اوّل از تخلّص شاعرست .
در سبب تأليف گويد كه مىخواسته آثار معاصران را در كتابى فراهم آورد تا موجب افتخار و باعث اعتبار وى گردد ، و ديباچه را بنام ناصر الدّين شاه قاجار موشح گردانيده است .
تاريخ شروع بتأليف را درين بيت آورده :
نام اين مخزن لآلى نظم * همچو تاريخ آن « شبستان است »
1274
سال 1275 در احوال قاآنى و 1276 در ترجمهء حيدرى يزدى بعنوان سال جارى ذكر شده است .
آغاز :
« جلوه كن تا كه ز آذر بود آتشكده را * داغها بر جگر از شمع شبستان كسى