پيداست كه وى از مردم هند بوده و اين كتاب را بسال 1174 در دست تأليف داشته ، چنان كه در ذيل نام كامله بيگم كه ترجمهاش منقول از رياض الشعراست بر قول واله « 1 » اعتراض كرده و نوشته است : « محاورهء فارسى در هندوستان از عهد قطب الدّين آيبك و شمس الدّين ايلتتمش است كه اكثر بلكه بسيارى از مردم خراسان و ماوراءالنهر و بلخ و طخارستن همراه ايشان بودند ، درينجا سكونت ورزيدند ، اولاد ايشان به همان زبان و هم زبان هند متكلم و هم در آن عهد شعراى بسيار زبردست از اهل هند بودهاند ، و از زنان بىبى فاطمهء سام كه ذكر ايشان گذشت در آن عهد بوده » .
ديگر اينكه در ذيل سلطان ( - خديجه سلطان بيگم دختر عم و معشوقهء عليقلى خان واله داغستانى ) نوشته است كه : « خديجه بيگم تا حين تحرير اين سطور كه 1174 است ، در اصفهان زنده است » .
هامش
( 1 ) - واله در ترجمهء كامله بيگم چنين نوشته است :
« كامله بيگم از خواتين هند بوده ، اين رباعى را در مرثيهء شيخ فيضى گفته ، و بعضى از سليمه بيگم ( - خواهرزاده همايون پادشاه ) مىدانند ، و بنده از هيچكدام ، زيراكه از آن زمان تا حال از صدسال متجاوز گشته است ، و شيوع لغت فارسى بمرور دهور در هندوستان زياد شده و مىشود ، آنچه ما مىبينيم مردانشان فارسى نمىدانند و نمىفهمند ، تا بزنان چه رسد ، و آنچه را در هند فارسى نام نهادهاند الفاظ جداگانهاش فارسيست ، ليكن بعد از تركيب و تكلم لغت ديگر مىشود كه مگر همان مردم بفهمند ، و ديگرى خود مشكل درمىيابد ، بههرحال رباعى مزبور اينست :فيضى مخور اين غم كه دلت تنگى كرد * يا پاى اميد عمر تو لنگى كرد
مىخواست كه مرغ روح بيند رخ دوست * زين واسطه از قفس شباهنگى كرد »اين رباعى در جواب رباعى فيضى گفته شده كه چهار ماه پيش از مرگ خود ( دوشنبهء دهم صفر 1004 ) در حالت رنجورى گفته بوده ، و آن اينست :ديدى كه فلك چه زهره نيرنگى كرد * مرغ دلم از قفس شباهنگى كرد
آن سينه كه عالمى درو مىگنجيد * تا نيم دمى برآورم تنگى كرد« اكبرنامه ، 3 : 675 »