تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
و در ترجمهء مؤلف مىنويسد : آقاى رضاى برنابادى - در ميانه‌هاى صد دوازدهم زندگانى داشته است ، از عشيرهء ارشد و از شعراى برنابادست ، ديوان غزليات او ديده شد ، طبيعت روان و ساده داشته ، تذكرهء شعراى برنابادى را هم او جمع نموده است ، از تمام غزليات او اين غزل انتخاب شد :
چو برگ گل كه ز باد بهار لرزد و ريزد * بدست يار قدح از خمار لرزد و ريزد ز ديده خون دلم قطره‌قطره چون ياقوت ! * به ياد لعل لب آن نگار لرزد و ريزد شوى چو ساقى مجلس تو ، جام مى ز كف من * ز اضطراب دل بىقرار لرزد و ريزد ز انتظار دو چشمم سفيد گشته چو نرگس * سرشكم از مژه سيماب‌وار لرزد و ريزد ز فرط شرم و حيا قطره‌قطره همچون در ! * عرق ز سيب زنخدان يار لرزد و ريزد شود چو يار تو ساقى رضا پياله بدستت * چو جام مى به كف رعشه‌دار لرزد و ريزد »
« آثار هرات ، 3 : ص 1 - 2 »