شعراى كابل است مشتمل بر : 1 - سبب تأليف ( ص 2 - 5 ) 2 - مقدمه در باب سوابق تاريخى افغانستان و اينكه فريدونها و كيقبادها و سهرابها و كيخسروها و لهراسبها و گشتاسبها همه افغانى بودهاند ! و آرزوى تشكيل يك امپراطورى اعظم ! و ذكر جغرافياى كابل و امپراطورى افغانستان ! ( ص 6 - 10 ) 3 - طبقهء عرفا ( ص 9 - 50 ) بيست و شش نفر 4 - طبقهء شعرا ( ص 51 - 114 ) شصت و سه نفر ، 5 - قصيده در وصف كابل از صائب ( ص 115 - 116 ) نيز وصف كابل ، مثنوى از نديم بلخى ( ص 117 - 118 ) 6 - تقريظ انجمن ادبى كابل ( ص 119 ) 7 - فهرست مآخذ عمدهء كتاب ( ص 120 ) .
خط نستعليق ، چاپ سنگى ، قطع 14 * 2 / 1 21 سانتيمتر ، باهتمام عبد الغنى بلخى در دهلى .
ترجمهء مؤلف :
مؤلف بسال 1315 ه - ق در كابل ولادت يافته و در آغاز كتاب ترجمهء حال خود و سبب تأليف را چنين نگاشته است :
« اما بعد مىگويد كمترين خلق اللّه دريوزه خوار علماء حقانى ابو الوفا عبد الحكيم رستاقى زمانى كه از سن طفوليت بسن رشد رسيدم و در عالم زندگانى مشاهدهء عجائب و غرائب روزگار از قبيل استبداد حكام و اغراض صاحبان رسوخ اهالى و نمامى و تملق و چاپلوسى و اينكه سعدى فرمود :
عمر گرانمايه درين صرف شد * تا چه خورم صيف و چه پوشم شتا
و غفلت مردم از توجه بسوى علم فن و اجتناب از علم و اهل علم بنده را غرق درياى حيرت ساخت ، ازآنرو از وطن اصلى برآمده خواستم بعضى نقاط را سياحت نموده در معلومات خود بيفزايم ، چنانچه چندى به بلخ رفتم و از آنجا ببرخى بلاد ماوراءالنهر و بالآخر بدار السلطنهء كابل وارد شدم و مىخواستم كه به طرف هند و ديار عرب بشتابم ، بعضى اشخاص مهم اينجا بدلائل مقنعه وادار ساخت كه چندى به كابل بوده بعد از تجربه و معلومات لازمه كه بايستى ، مىتوان بخارج رفت . اين را پسنديده بملازمت معارف درآمده بتدريج پى معلومات تاريخى اين وطن مقدس شدم ، و خواستم كه