تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
نسخه : نسخه‌يى ازين تذكره كه جلد سوم بساتين الخاقانيّة است متعلق است بكتابخانهء شخصى دوست دانشمندم آقاى عبد الحسين بيات ، كاغذ شكرى ، خط نستعليق ، بدون تاريخ از قرن چهاردهم ، جلد تيماج ضربى قهوه‌يى ، قطع 20 * 30 سانتيمتر .

ترجمهء مؤلف :

در ذيل نام خود مىنويسد : شهره - بلى من كه در وفادارى شهره‌ام ، مجملى از احوال خود برشتهء تحرير مىكشم ، پوشيده نماناد كه در شب سه‌شنبهء ششم ذى قعدة - الحرام سنهء هزار و دويست و هژده از عدم پا بدايرهء وجود نهاده‌ام ، اگرچه اين وجودات در نزد عدم معدومست خاصه وجود حقير ، على اى حال نامم عليرضا ، حسب و نسبم ضرور اظهار نيست ، شغلم جاروب‌كشى آستان ملائك پاسبان حضرت صاحبقران و بدين علّت مفخر كل جهانم ، زيبد كه افتخارها كنم و گنجايش دارد كه بلندپروازيها نمايم ، به هر جهت شرح حالات خود را پس از نگارش ديباچه مفصلا مشروح داشته‌ام « 1 » اين كلمه از بابت نظم و اسلوب فهرست بود كه نوشته شد و چند قصيده هم از خود برسم يادگار درين جلد كه مسمّى به بستان الفضائل است ثبت نمودم ، اگرچه امثال بنده در مقابل انورى و ظهير و مسعود سعد سلمان و استادان اين فن نتوانيم دم زد ، از بابت اظهار حيات لا بدا ثبت افتاد » . « بستان الفضائل » در بزم خاقان مسطورست : « شهره نواب عليرضا ميرزاست ، سرى دارد پرشور ، دلى از تجلى محبت پرنور ، و سينه‌يى از عشق خوبان با سرور ، در نظم اشعار ميلش بسيارست و اشعارش بيشمار ، سه جلد تذكره تأليف نموده‌اند ، هميشه از واقفان حضور حضرت صاحبقرانند ، و در نيكى اخلاق سرآمد اقران ، اين چند فرد از فرمايشات ايشانست :
يك‌چند بتا ترك نما رسم جفا را * زين بيش ميازار دل اهل وفا را
هامش
( 1 ) - ظاهرا منظورش ديباچهء بساتين الخاقان است .