تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
فلو تركت عقلى معى ما طلبتها * و لكن طلابيها لما فات من عقلى
نيز :
خليلى فيما عشتما هل رأيتما * قتيلا بكى من حبّ قاتله قبلى
و جميل تا اين اندازه در عشق پيشرفت كه چشم بر آسمان گشود تا شايد نظرش بر جاى نظر بثينه افتد و گفت :
اقلب طرفى فى السماء لعلّه * يوافق طرفى طرفها حين ينظر
و معلوط شاعر از او گرفته است :
أ ليس الليل يجمع امّ عمرو * و ايانا فذاك بنا التدانى ارى وضح الهلال كما تراه * و يعلوها النهار كما علانى
عرابه : بر وزن صحابه نام چند تن صحابى است ، از جمله : عرابة بن اوس اوسى كه مردى دهشكار بود و دهشكارىاش را با عبد اللّه بن جعفر بر يك پايه گرفتند .

عرّابى :

با فتح و تشديد منسوب است به عرّابه بر وزن علّامه از قراى عكا در شام و ابو على مقدام ابن ثعل بن مقدام كنانى عرّابى در شمار محدّثان بدان منسوب است .

عرار :

بر وزن بهار نوعى از گل نرگس است و ابو عرار كنيت مردى از قبيلهء بنى عجل كه از ادب حظّى داشت و هم به نظم شعر پرداخت و در جصّاص شعرى از او آوردم .

عرّاق :

بر وزن شدّاد نام پدر ابو الحسن علىّ ابن عرّاق صنّارى « 1 » خوارزمى است در شمار اديبان و لغويان و نحويان و مفسّران و صاحب كتاب شماريخ الدرر در تفسير قرآن و در پايان آن اين دو شعر نوشت :
فرغنا من كتابته عشيا * و كان اللّه فى عونى وليا و قد ادرجته نكتا حسانا * و معنى يشبه الرطب الجنيا
ابن عرّاق براى كسب دانش چندين سفر به نيشابور ، بخارا و جرجان كرد و آنگاه در قريهء مذانه ( مذانه بر وزن گشاده ) از قراى خوارزم زيست و در مسجد به وعظ مردم پرداخت و از لطايف سخنان اوست كه : « اگر بر كسى از مستمعان خواب چيره شد از بالاى منبر بر او بانگ زن اى بز مذانى ! خواب را بگذار و سخن را بشنو و اين شعر را خواند :
و صاحب نبهته لينهضا * إذا الكرى فى عينه تمضمضا فقام عجلان و ماتا رضا * و ثمّ بالكفين وجها ابيضا » .
و در سال 539 درگذشت . نيز عرّاق نام پدر ابو نصر بن عرّاق خوارزمى است در شمار اعلام رياضىدانان و معاصر با ابو ريحان بيرونى و دوازده كتاب به نام ابو ريحان در فنون رياضى پرداخت .

عراقى :

با كسر اوّل منسوب است به عراق بر وزن كنار و آن در روزگار پيشين شامل سرزمينى بوده كه از بصره تا موصل امتداد داشته است و عراقين به صورت تثنيه درخصوص دو شهر كوفه
هامش
( 1 ) - صنّارى : با فتح اوّل و تشديد نون و كسر راى بىنقطه ضبط شده است و ندانستم به جايى منسوب است و يا پيشه‌اى ( مؤلّف ) .
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 28 | سيد على اكبر برقعى قمى