طبيبان و اديبان و بليغان و طبيب مخصوص ملك منصور ابراهيم بن ملك مجاهد بن اسد الدّين شير كوه و هم وزير او و ازآنپس كه ملك منصور در سال 643 درگذشت ابن لبودى به مصر رفت و به ملك صالح نجم الدّين ايّوب بن ملك كامل پيوست و از مقرّبان دربار او گرديد و نظارت ديوان اسكندريّه و سپس نظارت ديوان شامات را به وى تفويض نمود و تا سال 666 حيات داشت و سال وفاتش دانسته نيست و او را تصانيف بسيار است ، از جمله : كتاب اللمعات و كتاب آفاق الاشراق و كتاب المناهج القدسيّة و كتاب غاية الغايات و كتاب الانوار الساطعات و كتاب الزاهى فى اختصار زيج الشاهى و كتاب نزهة الناظر فى المثل السائر و مختصر كتاب قانون ابو على سينا و مختصر كتاب مسائل حنين بن اسحاق و مختصر اشارات ابن سينا و مختصر كتاب اقليدس و غير اينها و لبودى چنانكه در سلسلهء نسبش ديده شد نام نياى اوست و لبود به معنى كنه است و چرا نياى او لبودى گفتند ندانستم .
لبيد :
بر وزن بعيد به معنى توبره و جوال نام ابو عقيل لبيد بن ربيعة بن مالك بن جعفر بن كلاب عامرى است از شعراى مشهور عرب امّا ازآنپس كه دين اسلام را گردن گرفت جز يك شعر نگفت ابو اليقظان گفت اين است آن يك شعر :
الحمد للّه اذ لم ياتنى اجلى * حتّى كسانى من الإسلام سربالا
و بعضى گويند آن يك شعر اين است :
ما عاتب المرء الكريم كنفسه * و المرء يصلحه الجليس الصالح
روزى عمر بن خطّاب به او گفت : « از شعرهايى كه نظم كردى براى من بخوان » . لبيد سورهء بقره را خواند و گفت : « ازآنپس كه خداوند سورهء بقره را به من آموخت شعر نگفتم » . عمر پانصد درهم بر عطايش افزود و عطايش به دو هزار و پانصد درهم رسيد و اين ببود تا زمان معاويه ، معاويه به او گفت : « هذان الفودان فما العلاوة ؟ » . و مقصود معاويه از فودان ، دو هزار درهم بود و پرسيد پس آن علاوه يعنى پانصد درهم چيست ؟ لبيد گفت : « هماكنون من مىميرم و فودان و علاوه مىمانند » . معاويه بر حال او رقّت كرد و راتبهء او را تمام پرداخت و پس از اندك زمانى لبيد از دنيا رفت و يكصد و پنجاه و هفت سال عمر كرد . و از پيغمبر حديث كنند كه فرمود :
« راستترين شعر شاعران شعر لبيد است كه گفت :
الا كلّ شيء ما خلا اللّه باطل * و كلّ نعيم لا محالة زايل » .
« 1 » لجّاء : با تشديد بر وزن بنّاء به معنى پناهدهنده نام نياى ابو ثابت ربيعة بن ثابت بن لجّاء بن عيزار بن لجّاء رقّى اسدى است از شعراى مشهور عرب و همان كسى است كه عبّاس بن محمّد بن علىّ بن عبد اللّه بن عبّاس را به قصيدتى بلند مدح كرد و گويند كمتر مديحتى به خوبى آن رسيد و اين چند بيت از آن قصيده است :
لو قيل للعبّاس يا ابن محمّد * قل لا و انت مخلد ما قالها
ما ان اعد من المكارم خصلة * الا وجدتك عمّها او خالها
هامش
( 1 ) - و نيز لبيد بن الحاجب يكى از عمّال صدقات از جانب رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله بر قبيلهء دارم است ( لغتنامه / دهخدا : 40 / 130 ) .