تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
و كتاب برهان شقّ القمر و ردّ النير الاكبر و اين كتاب را براى نواب ناصر عليخان به سال 1296 نوشت و غير اين‌ها و ابو المعالى لاهورى در شمار عرفاى شعر ، او غربتى تخلّص كرد و از اوست :
آنچه ما زان جان و جانان ديده و دانسته‌ايم * بهر گفتن نيست بهر ديدن و دانستن است
* * *
مقيم كوى فنا بودنم از آن هوس است * كه با تو شركت من در وجود بىادبى است
لاهجى : بر وزن طالبى و لاهيجى وزان گاريچى هر دو بر خلاف قياس در نسبت لاهيجان كه از شهرهاى معروف گيلان است آمده و قياس آن لاهيجانى است و از اين شهر است مولى عبد الرزاق بن علىّ ابن الحسين لاهيجى گيلانى ملقّب به فيّاض شاگرد متألّهء مشهور صدر الدّين شيرازى و داماد او و از چهره‌هاى درخشان علم و حكمت و صاحب كتاب مشارق الالهام فى شرح تجريد الكلام و شرح الهياكل در حكمت اشراق و كتاب گوهر مراد و سرمايهء ايمان ، هر دو به فارسى و حاشيه بر شرح اشارات خواجه نصير الدّين طوسى و غير اين‌ها و ديوان شعر در حدود چهار هزار بيت و از اوست :
تو به هر كوچه خرامان و من از رشك هلاك * كه نبسته است كسى چشم تماشايى را
* * *
هركه بينى لبش از دعوى منصور پر است * ليك رندى كه كشد سرزنش دار ، كم است
* * *
روح در قالب انسان ز پى معرفت است * كرده‌اند اين تله در خاك كه عنقا گيرند
وى در شهر قم زيست و در مدرسهء فيضيّهء آن شهر تدريس كرد و در سال 1051 درگذشت و از او فرزند فاضلى ماند به نام ميرزا حسن صاحب كتاب شمع اليقين در امامت و كتاب جمال الصالحين در ادعيه .

لبابه :

وزان گشاده نام دختر بشير بن عبد المنذر انصارى صحابى است و از همين روى ، بشير را ابو لبابه گويند و كنيت اوست و ابو لبابه همان كسى است كه اين آيه در شأنش نازل گرديد :
وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
. « 1 » و داستانش به اختصار اين است كه وقتى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله يهود بنى قريظه را محاصره كرد ، يهوديان از پيغمبر خواستند كه ابو لبابه را براى مشورت نزد ايشان بفرستد و پيغمبر ابو لبابه را فرستاد از ابو لبابه پرسيدند كه ما حكم پيغمبر را گردن گيريم . ابو لبابه گفت : « بدانيد كه حكم پيغمبر جز كشتن شما نيست » و به گلوى خود اشاره كرد و سپس از كارى كه كرده بود پشيمان گرديد و به مسجد رفت و خود را به ستون مسجد بست و گفت : « نخورم و نياشامم تا آنگاه كه خدا مرا بيامرزد » . و خدا توبه‌اش را پذيرفت و آن آيه را نازل نمود و ستون مسجد به ستون ابو لبابه مشهور گرديد .

لبابى :

منسوب است به لبابه بر وزن گشاده ياقوت گفته كه : « آن نام موضعى است در اندلس در مرز سرقسطه » . و ازآنجاست ابو بكر لبابى در شمار اديبان اندلس .
هامش
( 1 ) - توبه : 102 .