دع العيش و الآمال و اطوالا مانيا * فما انت طول الدهر و اللّه باقيا
رمى الدهر من سهم النوائب ماجدا * اعز كريما طاهر الاصل زاكيا
و علامة الدنيا و واحد اهلها * و من كان عن سرب العلوم محاميا
و قد نلت من عبد العظيم جواره * جوارا له طول المدى كنت راجيا
كلباسى : همان كرباسى است و همان لقب محمّد ابراهيم بن محمّد حسن كاخى و يا كاخكى كرباسى است كه گذشت و هيچ ندانستم از چه نظر كرباسى را كلباسى گفتند و هرگاه مقصود تعريب آن بوده است باز كار نابجايى بوده است زيرا عرب ، كرباس را در تعريب هم كرباس تلفّظ كند و جمع آن كرابيس است و در كرابيسى گذشت . « 1 »
كلبى :
منسوب است به كلب بر وزن بحث نام كلب بن وبرة بن تغلب بن حلوان است پدر تيرهاى بزرگ در قبيلهء قضاعه و از اين تيره است ابو النصر محمّد بن سائب بن بشر بن عمر كلبى از ائمّهء تفسير و نسب و جز كتابى در تفسير از او بر جاى نماند و با فرزدق شاعر بحثى كرده كه ميزان اطّلاع او را بر نسبشناسى به دست داده است و من آن حكايت را در رهبر دانشوران نوشتهام . « 2 »
و كلبى در سال 146 درگذشت و نيز فرزند او ابو المنذر هشام بن محمّد بن سائب كلبى علّامهء نسبشناس و داناى به اخبار عرب و ايّام و وقايع آن و صاحب بيش از يكصد و پنجاه تصنيف و ابن نديم در فهرست و ياقوت در معجم الادباء آنها را برشمردهاند و در پايان آنها ياقوت گفته : و هم از هشام است و كتاب الفريد در انساب و آن را براى مأمون نوشت و كتاب الملوكى در انساب و آن را براى جعفر بن يحيى برمكى پرداخت و كتاب الموجز در نسب و غير اينها و هشام دربارهء حافظهء خود گفت : « قرآن را در سه روز حفظ كردم » . و در سال 204 و يا 206 درگذشت .
و حكيم بن عيّاش معروف به اعور كلبى از شعراى نيكوپرداز بود و در مزّة ( به كسر ميم و تشديد
هامش
( 1 ) - و محمّد ابراهيم بن محمّد حسن كاخى كرباسى خراسانى در شمار فحول علماى قرن سيزدهم هجرى است مؤلّف ريحانة الأدب تأليفات او را به شرح زير ذكر كرده است : اشارات الاصول ( در دو مجلّد ) ، ايقاظات در اصول ، شوارع الهداية الى شرح الكفاية در فقه ، شرحى است بر هدايهء محقّق سبزوارى ، منهاج الهداية الى احكام الشريعة در فقه متوفّى 1262 در اصفهان و در مسجد حكيم مدفون است .
و نيز ملّا محمّد مهدى پسر محمّد ابراهيم پسر محمّد حسن خراسانى در شمار فقها و ترجمهء او را ذيل كرباسى آورده . از اوست : كتابى در اجتهاد و تقليد و حاشيهاى بر شرح تصريف ملّا سعد تفتازانى متوفّى 1278 يا 1292 ( ريحانة الأدب : 5 / 42 - 44 ) .
( 2 ) - كلبى خود گفت : « بر ضرار بن عطارد تميمى وارد شدم ديدم فرزدق شاعر آنجاست . ضرار به من اشارت كرد كه از فرزدق بپرس تو كيستى . من نسب بنى تميم را بازگفتم تا به نام غالب پدر فرزدق رسيدم و گفتم غالب را فرزندى بود به نام همام كه اسم ديگرش فرزدق باشد . فرزدق راست بنشست و گفت : به خدا قسم كه پدر و مادرم هرگز چنان نامى بر من ننهادند . گفتم : به خدا قسم من آن روزى را كه پدرت تو را به آن نام خواند مىشناسم . فرزدق پرسيد چه روزى بود ؟ گفتم : آن روزى كه تو را در پى حاجتى فرستاد و بر اندام تو پوستينى بود .
گفت : گويا تو فرزدق دهقان قريه جبل باشى ؟ فرزدق گفت : راست گفتى » . ( رهبر دانشوران : 306 ) .