است ، انگشت ابهام خود را از پشيمانى چنان گزيد كه از بند جدا گرديد و اين اشعار بگفت :
ندمت ندامة لوان نفسى * تطاوعنى إذا لقتلت نفسى
تبين لى سفاه الراى منى * لعمرو اللّه حين كسرت قوسى
و قد كانت بمنزلة المفدى * لدى و عند صبيانى و عرسى
فلم املك غداة رأيت حولى * حمير الوحش ان ضرجت خمسى » .
كسكر : بر وزن جعفر و ابن كسكر لقب ابو على حسن بن محمّد انصارى است و در مورى بيايد .
كسى :
( به فتح كاف ) منسوب است به كس بر وزن خس و آن نام چندين موضع است ، از جمله :
شهرى است مشهور در سند و عبد الحميد بن نصر كسى از ائمّهء حديث و صاحب كتاب المسند و از اين كتاب ، ابو عيسى ترمذى روايت كرد و متوفّى 249 بدان منسوب است .
كشاجم :
بر وزن دمادم لقب ابو الفتح محمود ابن حسين بن سندى بن شاهك است از مشاهير اديبان و كاتبان و شاعران و منجّمان و صاحب كتاب ادب النديم و كتاب الرسائل و ديوان شعر و او را كشاجم ازاينجهت گفتند كه از پنج روش و فنّ بهره داشت يعنى كاتب و شاعر و اديب و جامع و منجّم بود و از هر علم و فنّى ، حرف اوّل آن را گرفتند و در يككلمه جمع كردند و لقب او قرار دادند و در سال 350 درگذشت .
و خطيب در تاريخ بغداد گفته كه : « عمّهء پدر كشاجم خواهر سندى بن شاهك زندانبان موسى ابن جعفر عليهما السّلام بود . وى از برادر خود درخواست كرد كه كار موسى بن جعفر عليهما السّلام را در زندان به او بازگذارد و سندى پذيرفت و خواهر سندى به خدمت موسى بن جعفر قيام كرد و هروقت او را در زندان نگريست گفت : خاب قوم تعرضوا لهذا الرجل ؛ از رحمت خدا نوميد باد قومى كه دربارهء اين مرد سعايت كردند » . و خواهر سندى ، زنى ديندار و از دوستان اهل بيت بود .
ابن شهرآشوب ، كشاجم را در سلك شعراى اهل بيت و مديحهسراى آنان منظوم كرده است .
كشانى :
منسوب به كشانيه بر وزن زبانيه و آن نام قريهء بزرگى است در دوازده فرسنگى سمرقند و جمعى از محدّثان و دانشمندان ازآنجا برخاستهاند ، از جمله : ابو على اسماعيل بن ابى نصر محمّد بن احمد كشانى در شمار محدّثان و متوفّى 391 .
كشكينانى :
منسوب به كشكينان بر وزن بدبينان و آن قريهاى است از قراى قرطبه در اندلس و ابو عبد اللّه محمّد بن عبد اللّه بن عبد البرّ كشكينانى در شمار فقيهان و محدّثان بدان منسوب است .
كشّى :
منسوب است به كشّ بر وزن كفّ و آن نام شهرى است در ماوراءالنهر نزديك نخشب و مشهور به شهر سبز و از اين شهر است ابو عمرو محمّد بن عمر بن عبد العزيز كشّى از علماى رجال و شاگرد و مصاحب عيّاشى و صاحب كتاب رجال معروف و اين كتاب را شيخ طوسى تهذيب كرد و آن را « اختيار الرجال » ناميد . گويند : « سبب اينكه شيخ آن را تلخيص كرد اين بود كه كتاب رجال كشّى اخبارى را كه در مدح و يا ذمّ راويان بود خواه راويان عامّه و خواه راويان خاصّه در آن جمع كرده