تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
و غير اين‌ها بدان منسوب است . و كجى به فتح كاف و كسر جيم منسوب است به كج معرّب گچ فارسى و معرّب صحيح آن در عربى جص است و آن لقب ابو مسلم است « 1 » از اجلّهء محدّثان و صاحب كتاب السنن و كتاب المسند و او را كجّى ازاين‌روى گفتند كه پدرش در بصره خانه‌اى از آجر و كج ساخت و مكرر به بنّاء دستور داد كج كج يعنى كج كار كن و لقب كجّى بر او و هم بر فرزندش ماند . « 2 »

كچك :

بر وزن كتك مخفّف كوچك است و آن لقب زين الدّين علىّ بن بكتين بن محمّد سلطان اربل است . وى در اصل از مردم تركمان بود و براثر شهامت و دليرى و نيروى فوق‌العاده‌اى كه در اربل داشت بر بسيارى از نواحى آن استيلا يافت و نواحى اربل را ميان فرزندان خود قسمت كرد و خود بر اربل سلطنت راند و در سال 563 درگذشت .

كحّال :

بر وزن عطّار لقب كسى است كه چشم را مداوا كند و امروز چنان كسى را چشم پزشك گويند و آن لقب جمعى از اطبّاست ، از جمله : ابو القاسم هبة اللّه بن فضل كحّال بغدادى كه در علم طبّ بخصوص فنّ كحالت بصيرتى داشت و هم بر نظم شعر توانا بود و اشعار نيكو به رشتهء نظم كشيد امّا بيشتر اشعارش در هزل است و با ابو الفوارس كرده‌اند و بيشتر بر طريق معادات سعد بن محمّد مشهور به حيص و بيص از شاعران به نام معاصر بود و اين هر دو يكديگر را هجو و كمتر در راه صلح رفته‌اند و نيز با اوحد الزمان ابو البركات طبيب مشهور معاصر و با يكديگر دوست و در حال صفا بسربرده‌اند و چون ابو البركات معجون برشعثا را ساخت ابو القاسم كحّال در وصف آن معجون اين دو بيت را گفت :
تجرعت برشعثا و حالى اشعث * فما نزلت بى بعده علة شعثا و لو بعد عيسى جاز احياء ميّت * لا صبح يحيى كلّ ميت ببر شعثا
و از او كتابى در طبّ به طريق پرسش و پاسخ و نيز تعليقه‌هايى در طبّ و ديوان شعر بر جاى ماند و در سال 558 درگذشت و كحّال و يا شريف كحّال لقب سليمان بن موسى بن شرف الدّين مصرى است در طبقهء اديبان و كحّالان و شاعران و در صناعت چشم پزشكى ماهر و در فنون ادب بارع و در خدمت صلاح الدّين ايّوبى بود و در نزد او مكانت و منزلتى بسزا داشت و ميان او و قاضى فاضل عبد الرحيم بن بيسانى دوستى صادقانه بود و اشعارى ميان آن سه دوست بر سبيل ملاعبه ردّ و بدل مىشد و در سال 590 درگذشت و از شعر اوست :
كان لحظ حبيبى فى تناعسه * و قد رمانى بسقم فى الهوى و كمد من المجوس تراه كلّما قدحت * نيران و جنته اوحى لها و سجد
كحلاء : بر وزن صحراء نام نياى محمّد بن يحيى بن كحلاء ليثى مدنى است در شمار محدّثان و از اصحاب امام جعفر صادق عليه السّلام .
هامش
( 1 ) - ترجمت ابو مسلم كجّى را از فهرست ابن نديم برداشتم و جز لفظ ابو مسلم در آن نبود نه نام خود ابو مسلم و نه نام پدرش و هستند كسانى كه كنيتشان اسمشان است و شايد ابو مسلم از اينان باشد ( مؤلّف ) . ( 2 ) - ابو مسلم ، نامش ابراهيم بن عبد اللّه مسلم كجّى بصرى است متوفّى 292 ( الأعلام / زركلى : 1 / 49 ) .