را بخصوص كاك گويند و عرب آن را قديد گويد و امروزه بر نانى گفته مىشود كه از آرد و شير و شكر و امثال آنها عمل آرند و معرّب آن كعك است و آن لقب خواجه قطب الدّين بختيار است از اعلام عرفا و مريد خواجه معين الدّين حسن سنجرى و شيخ فريد الدّين دهلوى و پيرو سلسلهء چشتيّه و از اوست :
من به چندين آشنايى مىخورم خون جگر * آشنا را حال چون اين واى بر بيگانهاى
قطب مسكين گر گناهى مىكند عيبش مكن * دور نبود گر گناهى مىكند ديوانهاى
گويند او را كاكى ازاينروى گفتند كه در ايّام رياضت ، هر روز قرصى نان خشك به او مىرسيد و به آن قناعت مىكرد و كاكى بدان سبب لقب گرفت و اگر اين سخن درست باشد ، كاك در معنى نان خشك استعمال گرديده است . قبرش در سه فرسنگى دهلى در سمت جنوب واقع است و از همان قسم نان در سر تربتش به ز ايران و مجاوران دهند . « 1 »
كالپى :
با پاى فارسى منسوب است به كالپ بر وزن طالب از مضافات بنگاله و ابو سعيد كالپى هندى در شمار عرفا و مرتاضان بدان منسوب است از اوست :
آدمى و بهائم از خاك است * شرف آدمى به ادراك است
كاودانى : منسوب است به كاودان بر وزن پاك جان از قراى طبرستان و ابو عبد اللّه محمّد بن احمد بن كاودانى آملى در طبقهء محدّثان و متوفّى 398 بدان منسوب است .
كاهلى :
منسوب است به كاهل بن اسد خزيمة ابن مدركة بن الياس بن مضر پدر تيرهاى از قبيلهء اسد و احمد بن مزيد اسدى كاهلى در طبقهء محدّثان اماميّه به دو منسوب است .
كاهى :
منسوب است به كاه و آن علف خشك باشد و كاهى لقب و يا تخلّص شاعرانهء ابو القاسم نجم الدّين محمّد كاهى است از شاگردان مولى عبد الرحمن جامى . وى در بدايت امر علوم رسميّه را آموخت و سپس به عالم باطن روى نمود و به هندوستان رفت و به خدمت سيّد محمّد هاشم شاه كرمانى مشهور به شاه جهانگير كه در دهلى اقامت گزيده بود رسيد و به وى ارادت ورزيد و از مشاهير سلسلهء نعمت اللهى به حساب آمد و در سال 988 در اگرهء هندوستان درگذشت . از اوست :
اى كه پا مىنهى به راه طلب * گر ز بد بگذرى نكو گردى
مركب سعى خويش را ميران * تا به جايى كه جمله او گردى
* * *
چشمه كه مىزايد از اين خاكدان * اشك مقيمان دل خاك دان
نرگس شهلا نبود در بهار * اينكه برويد به لب جويبار
چشم بتان است كه گردون دون * بر سر چوب آورد از گل برون
* * *
خواه زاهد خواه رند بادهنوش * با همهكس بر سر انصاف باش
هامش
( 1 ) - و نيز محمّد بن احمد سنجارى قوام الدّين كاكى سكّاكى در شمار فقهاى حنفى بود كه در قاهره سكونت داشت ، از اوست : معراج الدراية ، عيون المذهب و در اين كتاب اخير ، اقوال ائمّهء اربعه را جمعآورى كرده است ( لغتنامه / دهخدا : 37 / 237 ) .