بامل مولدى و بنو جرير * فاخوالى و يحكى المرء خاله
فها انا رافضى عن تراث * و غيرى رافضى عن كلاله
طبرخزى در آمل طبرستان از مادر زاد و در جوانى به سفر كردن پرداخت و شهرها را بديد و چندى در شام و نواحى حلب زيست و به خدمت سيف الدولة بن حمدان رسيد و ازآنجا به سيستان رفت و طاهر بن محمّد والى را بستود و ازآنجا به نيشابور و ازآنجا به ارّجان رفت و آهنگ ديدار صاحب بن عبّاد را كرد و به دربان گفت صاحب را بگو اديبى بار دخول خواهد ، صاحب پيام كرد كه من اديبى را بار درآمدن دهم كه بيست هزار شعر از شاعران عرب حفظ داشته باشد .
طبرخزى پيام كرد آن بيست هزار از مردان شاعر عرب باشد و يا از زنان . صاحب گفت : « اين شخص جز ابو بكر خوارزمى نباشد » . و او را بار دخول داد و در تكريم و ترحيبش كوشيد و از او ديوان رسائل و ديوان شعر بر جاى ماند و از نظم اوست :
رأيتك ان اعسرت خيمت عندنا * مقيما و ان اعسرت زدت لماما
فما انت الا البدران قل ضوؤه * اغب و ان زاد الضياء اقاما
و در پايان عمر به نيشابور رفت و در همان جا سال 393 درگذشت .
طبرزد :
بر وزن خبربر معرّب تبرزد فارسى است نام نوعى از شكّر و ابن طبرزد كنيت مشهور ابو حفص عمر بن محمّد بن معمّر بغدادى است در شمار اعلام محدّثان و متوفّى 607 .
طبرسى :
با فتح اوّل و دوّم منسوب است ( بر خلاف قياس ) به طبرستان كه نام ديرين مازندران است « 1 » و جمعى از اعلام بدان منسوبند ، از جمله : امين الدّين ابو على فضل بن حسن بن فضل طبرسى در شمار اعاظم علماى تفسير و ادب و صاحب كتاب مجمع البيان فى تفسير القرآن و كتاب جوامع الجامع نيز در تفسير و كتاب الوجيز نيز در تفسير و كتاب الوسيط نيز در تفسير و كتاب اعلام الورى باعلام الهدى و كتاب تاج المواليد و غير اينها . وى در مشهد زيست و ازآنجا به سبزوار رفت و در سبزوار سال 548 درگذشت و جنازهاش را به مشهد بردند و در جايى كه به قتلگاه معروف است به خاك سپردند . و از جمله : فرزندش ابو نصر حسن بن فضل طبرسى در شمار فاضلان و محدّثان و صاحب كتاب مكارم الاخلاق و سبط او ابو الفضل علىّ بن حسن ابن فضل طبرسى نيز در شمار محدّثان و صاحب كتاب مشكاة الدار و اين كتاب تكملهء كتاب مكارم الاخلاق است . و از جمله : ابو منصور احمد
هامش
( 1 ) - يكى از فضلاى معاصر بر اين ره رفت كه طبرسى منسوب است به طبرس نه طبرستان و طبرس عربىشدهء تفرش است نه طبرستان ( تفرش نام چندين قريه است در شمال شرقى فراهان از توابع شهر اراك ) امّا نظر نگارنده همان است كه نوشتم و هرچند طبرسى در نسبت طبرستان روى قياس نسبت نيست امّا در زبان عرب در خصوص نسبت ، بىانضباطىهاى بسيار ديده مىشود همچون طبرى در نسبت طبرستان كه سپس آيد و همچون طبرانى در نسبت طبريّهء اردن شام كه گذشت و از آن گذشته تفرش خود عربى شده است و ريشه آن پبرش است و در زبان عرب نيز تفرش را با همين صورت يابيم ( مؤلّف ) .