تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
كتاب التنبيه و كتاب النوادر و كتاب المتعه و كتاب قبس المصباح و اين كتاب مختصر مصباح المتهجّد شيخ طوسى است و كتاب النفيس و كتاب اصباح الشيعة بمصباح الشريعة بدان منسوب است .

صهيونى :

با كسر اول و سكون دوّم و فتح ياى حطّى منسوب است به صهيون بر وزن برزون و آن نام بيت المقدّس است و به اين اعتبار يهوديان خود را صهيونيان خوانند تا پيوند خود را به بيت المقدّس برسانند و معروف اين است كه آن نام پشته‌اى است در قسمت بالاى بيت المقدّس . بارى شيخ محمّد بن احمد صهيونى عاملى در شمار فقيهان امامى بدان منسوب است .

صهيب :

بر وزن زبير نام صهيب بن سنان بن خالد ربعى نمرى است كه در خردسالى روميان او را اسير كردند چه پدر و عمّش در شهر ايلهء شام از طرف كسرى عامل بودند و روميان بر ايشان شبيخون زدند و صهيب را به اسيرى بردند و در ميان ايشان بزرگ شد و ازاين‌روى او را رومى نيز گويند و آنگاه قبيلهء كليب او را بخريدند و در مكّه بفروختند و صهيب در شمار ناموران صحابه است و در مدينه سال 38 و يا 39 درگذشت و 73 سال عمر كرد و صهيب به معنى سرخك رواست . « 1 »

صيداوى « 2 » :

با فتح و سكون منسوب است به صيدا بن قعين بن حارث بن ثعلبه كه پدر تيره‌اى است در قبيلهء اسد و از اين تيره است قيس بن مسهر صيداوى كه نامهء امام حسين عليه السّلام را به كوفه با خود برد و حصين بن نمير مأمور ابن زياد او را در قادسيّه دستگير كرد و به كوفه فرستاد و قيس پيش از آنكه دشمن بر مضمون نامه وقوف يابد آن را پاره كرد و ابن زياد او را بكشت . و نيز عمرو بن خالد بن حكيم ابن حزام اسدى صيداوى در شمار شهيدان كربلا به دو منسوبند . و نيز صيداوى منسوب است به صيدا از شهرهاى شام در كنار درياى مديترانه در شرقى صور و از آن شهر است علىّ بن احمد بن محمّد صيداوى در شمار علماى اماميّه .

صيدلانى :

منسوب است به صيدله به معنى فروختن دوا و صيدلانى و صيدلى كسى را گويند كه دوا بفروشد و آن لقب عبيد بن حسّان صيدلانى كوفى است در شمار محدّثان خاصّه . و نيز لقب محمّد بن جعفر صيدلانى است داماد ابو العبّاس مبرّد و ملقّب به برمه در شمار اديبان و شاعران و از ابو هفان شاعر اخبار گرفت و به ابو الفرج اصفهانى اخبار رسانيد و از نظم اوست در وصف بوستان :
هامش
( 1 ) - و نيز صهيب بن سنان بن مالك مكنّى به ابو يحيى از بنى نمر بن قاسط در شمار صحابه و از تيراندازان نامى عرب و از سابقان در اسلام است . وى در سال 36 قبل از هجرت در موصل متولّد شد و در جنگهاى بدر و احد و ديگر غزوات حاضر بود ، در زهد و پارسايى مقام شامخى يافت . متوفّى 38 هجرت در مدينه ( الأعلام / زركلى : 3 / 210 ) . ( 2 ) - قياس در نسبت الفاظ مختوم به الف ممدود اين است كه اگر الف تأنيث باشد ، به واو برگردد مانند : صفراوى و حمراوى در نسبت صفراء و حمراء . و اگر الف اصلى باشد همان را در نسبت بياورند مانند ابتدائى در ابتدا و اگر اصلى نباشد قلب آن به واو روا باشد و هم رواست با همان الف آرند مانند : سمايى و سماوى در نسبت سماء است و در الفاظ مختوم به الف مقصور قياس نسبت به واو است مانند : موسى و عيسى و عصا كه موسوى و عيسوى و عصوى آيد و امّا صيدا را هم با الف ممدود و هم با الف مقصور ضبط كرده‌اند امّا در نسبت آنكه صيداوى است هيچ اختلاف نكرده‌اند ( مؤلّف ) .