تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢

شارقى :

منسوب است به شارقه بر وزن بارقه از حصارهاى شهر بلنسيه در كشور اندلس و ازآنجاست ابو محمّد عبد اللّه بن موسى شارقى در شمار محدّثان .

شاركى :

منسوب است به شارك بر وزن زاهد و آن نام نياى ابو منصور نصر بن منصور شاركى بلخى است در شمار اديبان و فاضلان و شاعران و خود به نياى خود شارك بن سنان در اين ابيات فخر كرده و در مهماندارىاش گفته است :
و نار كافنان السماء رفيعة * تورثتها من شارك بن سنان متوجة بالفرقدين كريمة * تجير من الباساء و الحدثان كثيرة اغصان الضياء كانها * تبشر اضيافى بالف لسان
شاس : بر وزن پاس به معنى محكم و استوار و آن نام شاس بن نهار است در طبقهء شعراى جاهلى و در ممزق بيايد . و نيز شاس نام برادر علقمة بن عبده تميمى است و همان كسى است كه علقمه آزادى او را از زندان ملك عصر به اين شعر خواست و ملك او را از زندان آزاد كرد :
و فى كلّ حىّ قد خبطت بنعمة * فحق لشاس من نداك ذنوب
شاشى : منسوب است به شاش معرّب چاچ از شهرهاى ماوراءالنهر و از اين شهر جمعى از اعلام برخاستند ، از جمله : ابو بكر محمّد بن علىّ بن اسماعيل شاشى و در قفّال بيايد . و از جمله : ابو بكر محمّد بن احمد بن حسين شاشى و در مستظهرى بيايد . و از جمله : ابو على احمد بن محمّد بن اسحاق شاشى كه در بغداد زيست و رياست تدريس را يافت . « 1 »

شاطبى :

منسوب است به شاطبه بر وزن خاتمه از شهرهاى اندلس در طرف شرقى قرطبه و بسيارى از اعلام و افاضل از آن شهر برخاستند از جمله : ابو محمّد قاسم بن فيرة « 2 » بن ابى القاسم خلف بن احمد شاطبى در شمار مقرئان و مفسّران و محدّثان و بخصوص در فنّ قرائت استاد بود و به پارسايى و صلاح ، موصوف . گويند : « جز در هنگام ضرورت سخن نكرد و جز با طهارت قرآن نخواند و با آنكه به سختى دردمند بود شكايت بر زبان نراند » . و در علم قرائت قصيده‌اى نظم كرد بدين مطلع :
بدأت ببسم اللّه فى النظم اولا * تبارك رحمانا رحيما و موئلا
اثير الدّين ابو حيّان اندلسى به اقتفاى او قصيدتى در قرائت نظم كرد به نام عقد اللآلى و از نظم شاطبى است :
قل للامير نصيحة * لا تركنن إلى فقيه إن الفقيه إذا اتى * ابوابكم لا خير فيه
شهرت شاطبى براثر همان قصيدتى است كه در قرائت نظم كرد و شاگرد او ابو الحسن علىّ بن محمّد
هامش
( 1 ) - و نيز اسماعيل بن احمد شاشى عامرى مكنّى به ابو ابراهيم از اصحاب صاحب بن عبّاد و در حسن شعر و براعت كلام ممتاز بود و چندى در رى نيز سكونت گزيد ( لغتنامه / دهخدا : 30 / 97 ) . و نيز حسن بن حاجب بن حميد شاشى مكنّى به ابو على در شمار محدّثان ثقه بود ، در طلب علم به خراسان و عراق و حجاز و جزيره و شام سفر كرد و به سال 314 در شاش درگذشت ( لغتنامه / دهخدا : 30 / 97 ) . ( 2 ) - فيره : بر وزن خيره و بعضى راى آن را مشدّد ضبط كرده‌اند و لغت بيگانه امّا معرّب است ( مؤلّف ) .