تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
همان عيون الاثر است . ابن سيّد الناس در قاهره سال 661 از مادر زاد و به كسب دانش پرداخت و به دمشق رفت و از ابن نحّاس و ابن دقيق فراگرفت و ميان او و صلاح الدّين صفدى مكاتبات بود و صفدى نوشت كه ابن سيّد الناس بدون تكلّف شعر گفت و از نظم اوست :
فقرى لمعروفك المعروف يغنينى * يا من ارجيه و التقصير يرجينى ان اوبقتنى الخطايا عن مدى شرف * نجا بإدراكه الناجون من دونى و غض من املى ما ساء من عملى * فان لى حسن ظن فيك يكفينى
و در سال 734 درگذشت .

سيرافى :

منسوب است به سيراف بر وزن بيدار از قراى فارس و از اين قريه است ابو سعيد حسن بن عبد اللّه بن مرزبان سيرافى در شمار پيشوايان ادب و لغت و نحو و شعر و عروض و قوافى و شارح كتاب سيبويه و از بهترين شروح كتاب سيبويه است و شارح قصيدهء دريديه و كتاب الاقناع در نحو ( ناتمام ) و فرزندش يوسف بن حسن سيرافى كه او نيز از اعلام ادب است و پس از پدر جاى او نشست ، آن را تمام كرد و كتاب صنعة الشعر و البلاغة و كتاب اخبار نحاة البصريّين و غير اين‌ها . ابو سعيد سيرافى در سيراف از مادر زاد و در همان‌جا به كسب دانش پرداخت و به عمان رفت و چندى در معسكر زيست و ازآنجا به بغداد رفت و در شهر بغداد زيست و هم در آن شهر منصب قضا يافت و ازاين‌روى او را قاضى سيرافى گفتند و در جامع رصافه به آموزش فنون ادب و فقه پرداخت و خطّش زيبا بود و از رهگذر كتابت معيشت كرد و گويند : « جز از دست‌رنجش نخورد و در برابر هر ده ورق كه نوشت ده درهم گرفت و همان مئونت او بود و پدرش بر كيش مجوس زيست و نامش بهزاد بود و ابو سعيد او را عبد اللّه نام داد » . و ميان سيرافى و ابو الفرج اصفهانى صاحب اغانى شيوهء هم‌چشمى در كار بود و ابو الفرج در هجو سيرافى گفت :
لست صدرا و لا قرأت على * صدر و لا علمك البلى بشاف لعن اللّه كلّ نحو و شعر و عرو * ض يجيء من سيراف
و سيرافى در سال 368 درگذشت . و نيز ازآنجا است احمد بن علىّ بن عبّاس بن نوح سيرافى در شمار ثقات محدّثان اماميّه و استاد نجاشى و صاحب كتاب المصابيح و كتاب القاضى بين الحديثين المختلفين و غير اين‌ها .

سيرى :

منسوب است به سير بر وزن دير از شهرك‌هاى يمن و يحيى بن ابى الخير بن سالم سيرى يمنى عمرانى در شمار فقيهان و صاحب كتاب البيان در فقه و كتاب الزوائد و كتاب الانتصار و كتاب غرائب الوسيط بدان منسوب است .

سيرين :

بر وزن شيرين و هم معرّب آن و ابن سيرين كنيت مشهور ابو بكر محمّد بن سيرين بصرى تابعى است در شمار معبّران و محدّثان و در علم تعبير از او داستانها گويند و ميان او و حسن بصرى چنان نفرت و رميدگى بود كه اين مثل معروف را از آن گرفتند كه جالس الحسن او ابن سيرين يعنى با حسن بصرى باش ( نشستن كنايت از بودن است ) يا با ابن سيرين و در سال 110 درگذشت .