تنوخى حمصى است در شمار فقيهان مالكى كه به قيروان رفت و مذهب امام مالك را در آنجا رواج داد و كتاب المدونة در مذهب مالك نوشت و ميان مردم قيروان پراكند و با آنكه با مالك معاصر بود او را نديد و خود همىگفت : « روى تهىدستى سياه باد كه زمان مالك را دريافتم و او را ديدن نتوانستم » . و در سال 240 درگذشت و او را از جهت تيزهوشىاش سحنون گفتند . « 1 »
سحيم :
بر وزن زبير مصغّر اسحم به معنى سياه ، نيز ابر ، نيز شاخ ، نيز سر پستان ، نيز مشك شراب ، نيز خونى كه در هنگام سوگند خوردن دست در آن هر دو طرف فروبرند و سحيم از اعلام است و نام ابو اليقظان سحيم بن حفص در شمار نسبشناسان و اخباريان و صاحب كتاب اخبار تميم و كتاب اخبار حلق تميم بعضها بعضا و كتاب نسب خندف و اخبارها و كتاب النسب الكبير و كتاب النوادر و متوفّى 190 . و نيز نام سحيم بن وثيل رياحى است در طبقهء شعراى مخضرمين كه دو دورهء جاهليّت و اسلام را ديد و چهل سال در جاهليّت و پنجاه سال در اسلام زيست و با غالب بن صعصعه پدر فرزدق شاعر شهير در شتر كشتن و به مردم خوراندن فخرنمايى كرد تا جايى كه يكصد شتر كشت و خبر آن به امام علىّ بن ابى طالب عليهما السّلام رسيد فرمان كرد تا كسى چيزى از گوشت آنها نخورد به حكم اينكه شتران را براى غير خدا نحر كردند و داستان آن مشهور است و از نظم اوست :
أنا ابن جلا و طلاع الثنايا * متى اضع العمامة تعرفونى
و ان مكاننا من حميرى * مكان الليث من وسط العرين
و ما ذا تبتغى الشعراء منى * و قد جاوزت حدّ الاربعين
و انى لن يعود إلى قرابى * غداة الغب الا فى قرين
لذى لبد يصد الركب عنه * و لا ترثى فريسته لحين
و نيز نام سحيم بن اعرف است نيز در شمار شاعران و همان است كه در حسّان بن سعيد عامل حجّاج بر بحرين گفت :
إلى حسان من اطراف نجد * بعثنا العيس تنفح فى براها
نعد قرابة و نعد صهرا * و يسعد بالقرابة من يراها
فما جئناك من عدم و لكن * يهش الى الامارة من رجاها
و اياما اتيت فان نفسى * تعد صلاح نفسك من غناها
و نيز نام سحيم بن مرّة بن دول بن حنيفه است پدر تيرهاى در قبيلهء حنيفه و ابو سلمه اقعس بن سلمه حنفى سحيمى صحابى به دو منسوب است .
سخاوى :
منسوب است به سخا بر وزن رها از قراى مصر و علم الدّين ابو الحسن علىّ بن محمّد ابن عبد الصمد سخاوى در شمار اديبان و مقرئان و شاعران و لغويان و مفسّران و نحويان بدان منسوب است . علم الدّين نخست به فراگرفتن فقه پرداخت آن هم بر طريقت مالك و آنگاه از آن راه بگرديد و به مذهب شافعى گراييد تا آنگاه كه
هامش
( 1 ) - و نيز سحنون عبد الرحمن بن عبد الحكيم بن عمران الاوسى الدكالى مالكى در شمار قاريان و نحويان و محدّثان اماميّه است مكنّى به ابو القاسم ملقّب به صدر الدّين متوفّى 695 در اسكندريّه ( لغتنامه / دهخدا : 29 / 342 ) .