و آن ايالتى است مشهور در جنوب شرقى خراسان و داراى سابقهء تاريخى پيش از اسلام و پس از آن و محمّد بن بحر رهنى ازآنپس كه سيستان و سيستانيان را ستوده گفته : « از همه مهمّتر اين است كه امام علىّ ابن ابى طالب عليهما السّلام را در شرق و غرب شهرهاى اسلام بر فراز منبر لعن كردند مگر سيستانيان كه يكبار خطيب او را بر منبر لعن كرد و سيستانيان بجنبيدند و بر بنى اميّه بشوريدند تا جايى كه در عهدنامهء خود قيد كردند كه هيچكس نبايد در شرق و غرب او را لعن كند » . بارى جمعى از اعلام ازآنجا برخاستند ، از جمله : ابو حاتم سهل بن محمّد بن عثمان بن قاسم سجستانى بصرى در شمار ائمّهء اديبان و لغويان و شاعران و شاگرد ابو زيد انصارى و اصمعى و ابو عبيده و عمر بن كر كره و روح بن عباده و اخفش و استاد مبرّد و ابن دريد و غير اينان و متوفّى 255 . و از اوست : كتاب اعراب القرآن و كتاب الادغام و كتاب القراءة و كتاب ما تلحن فيه العامة و كتاب الفصاحه و كتاب الهجاء و كتاب خلق الانسان و غير اينها . گويند : « ابو حاتم عفافمند و پارسا بود و در هر روز يك دينار تصدّق داد و در هر هفته يك قرآن ختم كرد ، با اين وصف وقتى در حلقهء درسش ابو العبّاس مبرّد نشست چون كودكى نورس و زيبامنظر بود ابو حاتم در وصف دلبرى او و شيفتگى خود گفت :
ما ذا لقيت اليوم من * متمجن خنث الكلام
وقف الجمال بوجهه * فسمت له حذق الانام
حركاته و سكونه * تجنى بها ثمر الانام
و إذا خلوت بمثله * و عزمت فيه على اغترام
لم اعد افعال العفاف * و ذاك اوكد للغرام
نفسى فداؤك يا ابا * العباس حل بك اعتصامى
فارحم اخاك فانه * نزو الكرى بادى السقام
و انله ما دون الحرام * فليس يرغب فى الحرام » .
و از جمله : ابو داود سليمان بن اشعث بن اسحاق سجستانى در طبقهء حفّاظ حديث و صاحب كتاب السنن يكى از شش صحيح مشهور عامّه و خود گفت : « من از پيغمبر پانصد هزار حديث نوشتم و از مجموع آنها آنچه كتابم آن را دربر گرفت برگزيدم و برگزيدهام چهار هزار و هشتصد حديث صحيح است » . گويند : « ابو داود در هر شهرى كه عالمى يافت نزد او شتافت و از او حديث فراگرفت » .
و از سخنان اوست : « الشهوة الخفيّة ؛ حبّ الرئاسة ؛ يعنى حبّ رياست ، شهوت ناپيداست » . و در سال 275 در بصره از دنيا رفت . و فرزندش عبد اللّه بن سليمان سجستانى نيز از اكابر حفّاظ حديث است و صاحب كتاب المصابيح و متوفّى 316 . « 1 »
سجلّينى :
با كسر اوّل و دوّم و تشديد لام منسوب است به سجلّين از قراى عسقلان و عبد الجبّار ابن ابى عاصم خثعمى سجلّينى در شمار محدّثان بدان منسوب است .
سحنون :
بر وزن كمخون و نيز بر وزن پرخون نام پرندهاى است در بلاد مغرب كه به تيزهوشى معروف است و آن لقب ابو سعيد عبد السلام بن سعيد
هامش
( 1 ) - و نيز ابو سليمان محمّد بن طاهر بن بهرام سجستانى در شمار منطقيان و ساكن بغداد بود و بزرگان و رؤسا به او روى مىآوردند . وى از يك چشم نابينا و مبتلا به پيسى بود ، به همين سبب از مردم كنارهگيرى كرد و خانهنشين شد و ابو حيّان توحيدى از مريدان و شيفتگان او بود و كتاب الامتاع و المؤانسه را براى او تأليف كرد . و از ديگر كتب اوست : كتاب فى مراتب قوى الانسان و كيفية الانذارات التى ينذر بها النفس ممّا يحدث فى عالم الكون ( الأعلام / زركلى : 6 / 171 ) .