آوردهاند به معنى رانندهء حاجّ و درست همان ضبط اوّل است .
سابق الدّين :
كسى را گويند كه در كارهاى دين بر ديگران پيشى گيرد و آن لقب ابو بكر يحيى ابن سعدون بن تمّام بن محمّد قرطبى ازدى است در شمار نحويان و مقرئان و اديبان و فاضلان و در قرطبه كسب دانش كرد و ازآنجا به طرف بغداد كوچيد و ازآنجا به اسكندريّه رفت و ازآنجا به دمشق رفت و در دمشق چندى بزيست و به تدريس علم نحو و قرآن پرداخت و ازآنجا به اصفهان رفت و ازآنجا به موصل رفت و در موصل بزيست و در همانجا سال 567 درگذشت .
سابورى :
منسوب است به سابور معرّب شاپور از شهرهاى قديمى فارس در هجده كيلومترى كازرون كه از ميان رفت و در جاى آن چند دهكده بنا گرديد و رود شاپور از جلگهء شابور گذرد و از آن شهر است محمّد بن عبده سابرى كه در سابرى گذشت و ابو عبد اللّه محمّد بن عبد الواحد بن محمّد ابن حسن فقيه سابورى . و بايد دانست كه سابور نام چند موضع ديگر است ، از جمله : قصبهاى در پنجاب نزديك ملتان و قصبهاى در هفت فرسنگى كشمير و نام موضعى است در بحرين و جايى است كه علاء حضرمى در زمان خلافت عمر آن را فتح كرد و بعضى گويند در زمان خلافت ابو بكر . « 1 »
ساجى :
منسوب است به ساج از قراى ميان كابل و غزنه و از اين قريه است ابو يحيى زكريّا بن يحيى ابن محمّد ساجى كه در بصره زيست و از ربيع و مزنى فراگرفت و كتاب اختلاف الفقهاء و كتاب علل الحديث بپرداخت و در بصره سال 307 درگذشت . « 2 »
ساركونى :
منسوب است به ساركون بر وزن پاىكوب از قراى بخارا و ابو بكر محمّد بن اسحاق ابن حاتم ساركونى بخارى در شمار محدّثان بدان منسوب است .
ساريه :
بر وزن باديه به معنى ستون . نيز ابرى كه به شب گذرد از اعلام است و نام چند تن صحابى . « 3 »
هامش
( 1 ) - و نيز احمد بن عبد اللّه بن سابور دقاق سابورى بغدادى مكنّى به ابو العباس در شمار محدّثان است ( الأنساب / سمعانى : 3 / 195 ) .
و نيز وهب بن عبيد بن سابور الواسطى سابورى در شمار محدّثان است ( الأنساب / سمعانى : 3 / 195 ) .
( 2 ) - و نيز ابو على ساجى از فضلاى مقيم بخاراست در وصف مرو گويد :بلد طيب و ماء معين * و ثرى طيبه يفوق العبيرا
و اذ المرء قدر السير عنه * فهو ينهاه باسمه ان يسيرا( لغتنامه / دهخدا : 29 / 29 )
و نيز محمّد بن اسحاق بن حاتم ساجىبصرى در شمار محدّثان به اصفهان سفرى كرد و روايت حديث كرد . متوفّى 282 در بصره ( الأنساب / سمعانى :
3 / 196 ) .
و نيز ابراهيم بن فهد بن حكيم بن ماهان ساجى مكنّى به ابو اسحاق از مردم بصره و در شمار محدّثان است ( الأنساب / سمعانى : 3 / 196 ) .
( 3 ) - و نيز سارية بن زنيم بن عبد اللّه بن جابر كنانى دئلى در زمان صحابه مىزيست ابتدا از راهزنان جاهليّت بود اسلام آورد و به بركت مسلمانى رتبتى و الا يافت ( الأعلام / زركلى : 3 / 69 ) .
در كتاب الاصابه از واقدى نقل مىكند كه عمر در سال آخر خلافتش سال 23 هجرى ساريّه را با لشكرى به فارس فرستاد و روز جمعهاى در اثناى خطبه ناگهان گفت : -