تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥

زارى :

منسوب است به زار از قراى سمرقند و يحيى بن خزيمهء زارى در شمار محدّثان بدان منسوب است .

زاغولى :

منسوب است به زاغول بر وزن پاپوش از قراى مرو و محمّد بن حسين بن محمّد زاغولى در شمار مفسّران و محدّثان و اديبان و صاحب كتاب قيد الاوابد در تفسير و حديث و فقه و ادب در چهارصد مجلّد بدان منسوب است .

زاغونى :

منسوب است به زاغون بر وزن خاتون و ياقوت احتمال داده از قراى بغداد باشد و ابو الحسن علىّ بن عبيد اللّه بن نصر زاغونى در شمار محدّثان و اديبان و صاحب كتابى در تاريخ و متوفّى 527 بدان منسوب است . « 1 »

زاقفى :

منسوب است به زاقف بر وزن واقف از قراى مصر و ابو عبد اللّه محمّد بن محمود زاقفى معروف به ابن نقطه در شمار اديبان و فاضلان و شاگرد ابو البقاء عبد اللّه بن حسين عكبرى بدان منسوب است . « 2 »

زاكانى :

منسوب است به زاكان و آن نام تيره‌اى است از عرب بنى خفاجه كه در قزوين زيستند و از اين تيره است نظام الدّين عبيد اللّه زاكانى در شمار اديبان و شاعران و صاحب كتاب اخلاق الاشراف و كتاب نوادر الامثال و كتاب مقامات و رسالهء تعريفات مشهور به ده فصل و رسالهء دلگشا و مثنوى عشّاق‌نامه و داستان منظوم موش و گربه و رسالهء ريش‌نامه و ديوان شعر و رسالهء صد پند و رسالهء فال‌نامه و مكتوبات قلندران . عبيد زاكانى ازاين‌روى كه ادب خود را با طيبت آميخت و جدّ و هزل را با هم الفت داد و كتابهاى خود را با چنان تركيب ساخت و پرداخت ، بيش از معاصرين خود در ادب شهره گرديد و دلها به ادب او مايل گشت و سخنانش بر سر زبانها افتاد و رسالهء تعريفات ، يكى از آنهاست كه در آن ماه رمضان را هادم اللذّات ( درهم‌شكنندهء خوشيها ) تعريف كرده است و شب عيد فطر را ليلة القدر و وعظ را سخنى كه گويند و نكنند و در كتاب اخلاق الاشراف نخست سخنان علماى اخلاق را در معنى خلق و فضائل اخلاقى از قبيل حكمت و عدالت و عفّت و شجاعت آورده و هركدام را مطابق رأى پيشينيان تعريف كرده است و سپس به بزرگان عصر خود پرداخته و در مورد اخلاق معاصران ، مذهب جديدى به وجود آورده و آن را مذهب مختار ناميده و اخلاق موروث قدما را مذهب منسوخ و از اين رهگذر كتابش بسيار لطيف و شيرين افتاده است و در رسالهء ريش‌نامه ، ريش را به باد نكوهش گرفته و جور و جفايى كه ريش بر خوبرويان كرده به طرزى مرغوب بيان كرده است و در نظم نيز جدّ و هزل را به هم آميخت چنان‌كه در مناجات گفت :
هامش
در دست داشته بنا بر تشخيص خود او به سه نوع منقسم مىتواند شد : مترجمان يعنى ابن المقفّع و محمّد ابن الجهم البرمكى و زادويه بن شاهوية الاصفهانى كه متن خوذاى نامك را تا اندازه‌اى از روى صحّت نقل كرده ولى در ترجمهء آنها حذف و اختصار و اجراى سليقهء شخصى راه داشته است » . ( همان كتاب : 25 ) . ( 1 ) - و نيز محمّد بن عبد اللّه مكنّى به ابو بكر متولّد 468 و متوفّى 551 وى برادر على زاغونى كه ذكرش در اينجا گذشت . محمّد زاغونى در تجليد كتب استادى حاذق بود و روايت حديث مىكرد ( معجم البلدان : 3 / 127 ) . ( 2 ) - و نيز محمود بن على زاقفى در شمار محدّثان بود ( لغتنامه / دهخدا : 28 / 46 ) .