تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١

ريب :

بر وزن خير نام پدر مالك بن ريب است از قبيلهء مازن تميم و در شمار شاعران عرب و هم از دزدان و راهزنان و از مضمونهاى بىسابقهء او اين شعر است :
العبد يقرع بالعصا * و الحر يكفيه الوعيد
و در نكوهش حجّاج بن يوسف ثقفى گفته است :
فما ذا عسى الحجّاج يبلغ جهده * إذا نحن جاوزنا قناة زياد فلو لا بنو مروان كان ابن يوسف * كما كان عبدا من عبيد اياد زمان هو العبد المقر بذلة * يرواح صبيان القرى و يغادى
و ريب به معنى شك نيز گردش زمان است .

رياحى :

منسوب است به رياح بر وزن كنار و آن نام رياح بن يربوع بن حنظلة بن مالك بن زيد بن مناة بن تميم بن مرّه است پدر تيره‌اى از قبيلهء تميم و از اين قبيله است حرّ بن يزيد ابن ناجية بن سعيد رياحى از سران سپاه كوفى كه با سپاه خود راه را بر امام حسين عليه السّلام گرفت و او را در كربلا فرود آورد و سپس از كار خود پشيمان گرديد و آخرت را به دنيا برگزيد و به امام حسين عليه السّلام پيوست و در گروه شهيدان درآمد و امام حسين عليه السّلام به او گفت : « تو چونان كه مادرت نامت داد ، آزادى » . و نيز رياحى نام محلّتى است در بصره كه بنو رياح در آن زيستند و به نام ايشان ماند .

رياشى :

با كسر اول منسوب است به رياش پدر تيره‌اى از قبيلهء جذام و از اين تيره است ابو صخره احمد بن ابى نعيم رياشى در شمار شاعران دولت عبّاسى و در نكوهش يحيى بن اكثم قاضى گفت :
انطقنى الدهر بعد اخراس * لنائبات اطلن وسواسى يا بؤس للدهر لا يزال كما * يرفع من ناس يحط من ناس لا افلحت امة و حق لها * به طول نكس و طول انعاس ترضى بيحيى يكون سائسها * و ليس يحيى لها بسواس قاض يرى الحد فى الزناء و لا * يرى على من يلوط من باس
گويند : « مأمون به يحيى بن اكثم گفت : كدام شاعر است كه گويد : قاض يرى الحد يعنى كسى را كه نكوهيدم قضاوت‌پيشه‌اى است كه رأيش در مورد زناكار حدّ زدن است ، امّا بر لواطكار ، حرجى قايل نيست » . يحيى بن اكثم گفت : « از احمد بن ابى نعيم بزهكار است كه گفته است :
حاكمنا يرتشى و قاضينا * يلوط و الرأس شرما رأس لا احسب الجور ينقضى و على * الامة وال من آل عبّاس » .
و مأمون سرافكنده گرديد و گفت : « چنان شاعر را بايد به كشور سند راند » . و امّا ابو الفضل عبّاس بن فرج رياشى در شمار مشاهير نحويان و معربان به رياش پدر قبيله منسوب نيست بلكه پدرش مملوك رياش پدر قبيله بود ازاين‌روى او را « رياشى » گفتند ، ابو الفضل رياشى لغت را از اصمعى فراگرفت و كتب اصمعى و كتب ابو زيد را
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 351 | سيد على اكبر برقعى قمى