نوشت : « ابو رويم سيهچرده و مزاحگر بود » .
و اصمعى از او حديث كرد كه من از مردم اصفهانم و قرآن را از ابو ميمونه مملوك امّ سلمه فرا گرفت و از ابو رويم دو كس روايت كند ورش و قالون و در سال 169 درگذشت . و نيز ابو رويم كنيت طلاب بن حوشب شيبانى كوفى است در شمار محدّثان خاصّه .
رهاطى :
منسوب است به رهاط بر وزن گشاد و آن نام موضعى است در سه منزلى مكّه و سهيل ابن عمر رهاطى كه از عايشه زوجهء پيغمبر حديث كرد بدان منسوب است .
رهاوى :
با ضمّ اوّل منسوب است به رها و با فتح اوّل نيز درست است و آن نام رهاء بن منبة ابن حرب بن عبد اللّه بن خالد بن مالك است پدر تيرهاى از قبيلهء مذحج و مالك بن مراره رهاوى صحابى ملقّب به ذى يزن همان كسى كه نامهء پيغمبر را نزد ملوك حمير برد و جواب آورد به او منسوب است . و نيز با همان ضبط منسوب است به رها كه نام قريهاى است ميان موصل و شام و ابو محمّد عبد القادر بن عبد اللّه بن عبد الرحمن رهاوى در شمار حفّاظ حديث و متوفّى 612 بدان منسوب است و ندانستم محمّد بن ايمن رهاوى در شمار شاعران كه سبك ابو العتاهيه را پسنديد و در نظم شعر راه او را رفت به پدر تيره و يا به قريه منسوب است و از اين رهاوى است :
قنعت بالقوت من زمانى * فصنت نفسى عن الهوان
من كنت عن ماله غنيّا * رأيته كالذى يرانى
نيز از اوست :
ان المكارم كلّها لو حصلت * رجعت جملتها إلى شيئين
تعظيم امر اللّه جلّ جلاله * و السعى فى اصلاح ذات البين
و نيز :
إنا ننافس فى دنيا مفارقة * و نحن قد نكتفى منها بادناها
حذرتك الكبر لا يعلقك مبسمه * فانه ملبس نازعته اللاها
رهم : بر وزن قفل نام رهم انصارى است در شمار محدّثان خاصّه و ابو رهم كنيت جمعى از صحابه است ، از جمله : ابو رهم كلثوم بن حصين غفّارى كه در سال فتح تيرى به گلوگاهش رسيد و به اين مناسبت او را منحور لقب دادند و بنورهم قبيلهاى از عربند .
رهمه :
بر وزن كهنه به معنى بارانريز كه پياپى بارد و رهيمه مصغّر آن بر وزن جهينه هر دو از اعلامند .
رهنى :
منسوب است به رهنه بر وزن كهنه از قراى كرمان و ابو الحسين محمّد بن بحر رهنى شيبانى در شمار اعلام متكلّمان و فقيهان شيعه و صاحب كتاب نحل العرب و كتاب القلائد و كتاب البرهان و كتاب البدع و كتاب الدلائل على نحل القبائل و غير اينها بدان منسوب است .
ريّاب :
با فتح و تشديد بر وزن شدّاد نام ريّاب ابن حنيف بن ريّاب انصارى صحابى است كه در بئر معونه شهيد گرديد .