مجسمهاى بىاراده كه جامه زرين اسارت را مىپوشيد و عمرى در خواب غفلت مىگذرانيد تاريخ زن داستانى است پر از مهالك و شدايد در ازمنه قديمه عامه مردم زن را حقير مىشمردند بكراهت و تنفر در وى نظر مىكردند سران و بزرگان قوم قفل خاموشى بر دهان زنها مىزدند بحكايت نسوان و حمايت ايشان توجهى نداشتند شعرا جمال ظاهر زن را ستوده خصايص فطريه او را متذكر نمىشدند زن را شيطان قشنگ و چراغ شيطان و درب جهنم و چشم مسرات زهرآلود و سم قاتل نوع انسانى مىناميدند .
موقع زن در نزد كلدانى
موقع زن در نزد كلدانى اين بود كه زن را كالاى سوداگران قرار مىدادند و در بازارها ببهاى معين مىفروختند و مزاوجت را نوعى از تجارت فرض كرده دخترى را مىفروختند و زن را اجاره مىكردند هرودت مورخ شهير يونانى مىگويد كلدانيان دختران زيبا را همه را در ميدان جمع مىنمودند و آنها را مىفروختند تا از پولى كه بدست مىآيد جهيزيه براى دختران زشت تهيه كنند زن كلدانى حق دخول در مكان مقدس را نداشت چون او را نجس مىدانستند زن كلدانى در انتخاب شوهر مطيع رأى و نظريه پدر بود و چون به خانه شوهر مىرفت مطيع اوامر او بود و از خود هيچگونه رأى نداشت زنان را در رديف حيوانات اهلى به حساب مىآوردند هركه براى او دختر مىشد تسليت مىگفتند زن را شيطان و جادو خطاب مىكردند زن را موجودى پست و ناتوان و غير قابل تربيت و تعليم مىپنداشتند مرد كلدانى هرچند عدد زن كه مىخواست اختيار مىكرد اگر مرد خطائى از زن خود مىديد حق داشت او را بكشد .
موقع زن نزد اعراب جاهليت
چنان بود كه اغلب پدران و برادران و شوهران با زن و دختر معامله حشرات مىكردند حتى بكشتن او و زنده در گور گذاردن امتناعى نداشتند بنى كنده كه طائفه بزرگى از عرب بودند دختران خود را بدست خود به خانه قبر پنهان و در پردهء خاك مستور