علويه
با منصور دوانيقى ص 171 كتاب مذكور
ولاده
بنت المستكفى باللّه محمد بن عبد الرحمن بن عبد اللّه بن الناصر لدين اللّه الاموى كانت واحدة زمانها حسنة المحاورة مشكورة المذاكرة مشهورة بالصيانة و العفاف اديبة شاعره جزلة القول حسنة الشعر و كانت تناضل الشعراء و تجادل الادباء و تفوق البرعاء .
بالجمله اين زن در عصر خود در قرطبه منحصربهفرد بوده بسيار شيرينزبان ملح البيان در عفت و ادب نيز ممتاز بوده منزل او گفتى مدرسهء ادبا و شعرا و ارباب كمال مىباشد اساتيد شعرا در نزد او سر انداختهاند و اعتراف بر تقدم او نمودند عمر طولانى كرد و تا آخر عمر شوهر اختيار نكرد و اين زن در بلاد غرب مثل علية دختر مهدى عباسى در بلاد شرق و از براى او نوادر كثيره با ادباء و شعرا است كه تفصيل آن را در در المنثور در حرف واو بيان كرده و بسيارى دل به او باختهاند ولى محروم ماندند .
دختر شاه شجاع كرمانى
در تذكرة الاولياء شيخ عطار آورده است كه شاه شجاع را دخترى بود پادشاهان كرمان مىخواستند سه روز مهلت خواست و در آن سه روز در مساجد مىگشت تا درويشى را ديد كه نماز نيكو مىكرد شاه شجاع صبر كرد تا از نماز فارغ شد گفت اى درويش اهل دارى گفت نه گفت زنى قرآنخوان خواهى گفت مرا چنين زن كه دهد كه سه درم بيش ندارم گفت من دختر خود را به تو مىدهم اين سه درهم كه دارى يكى بنان ده يكى بعطر و عقد نكاح بند پس چنان كردند و همان شب دختر به خانه فرستاد
دختر چون خانه درويش آمد نانى خشك ديد بر سر كوزهء آب نهاده زن گفت اين نان چيست گفت از ديشب زياد آمده بود به جهت امشب گذاشتم دختر قصد كرد كه بيرون