تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
آيد درويش گفتم دانستم كه دختر شاه با مثل من نتواند بود و تن در بىبرگى من ندهد دختر گفت ايجوان من نه از بىنوائى تو روم بلكه براى ضعف ايمان و يقين تو مىروم كه از دوش باز نانى نهاده فردا را اعتمادى برزق ندارى و لكن عجب از پدر خود دارم كه بيست سال مرا در خانه داشت و گفت ترا به پرهيزكارى خواهم داد آنگه به كسى داد كه آن‌كس به روزى خود اعتماد ندارد بر خداى خود درويش گفت اين گناه را عذرى هست گفت عذر آنست كه در اين خانه يا من باشم يا نان خشك نگارنده گويد شاه شجاع يكى از مشايخ صوفيه و در تذكرة الاولياء بسيار او را ستوده و كرامتهائى به او نسبت مىدهد و كتاب مرات الحكماء را به او نسبت مىدهد ولى ناگفته نماند كه نان خشك شب سابق را براى شب آينده نگه دارد علامت ضعف ايمان و يقين نيست ( اين‌ها سخنان صوفيانه است سلمان فارسى عليه السّلام داراى درجه عاشر از ايمان بود و يقينى از يقين او محكم‌تر نبود مع ذلك وظيفه او را كه مىدادند ذخيرهء چند مدت خود را تهيه مىكرد بعضى از كوته‌نظران به او ايراد مىكردند فرمود ( ما لكم لا ترجون لي البقاء أ ما علمتم أنّ للنفس تلتاثا إذا لم يجد ما يطمئن به ) يعنى چه شده است شما را كه اميدوار نيستيد براى من زندگانى را مگر نمىدانيد كه از براى نفس هيجان و اضطرابى است زمانى كه نمىبيند چيزى را كه به آن ساكن بشود و شيخ عطار هم چون از اين صنف است ايرادى نفرمودند )

خاتمة الابواب فيما يناسب هذا الكتاب

حقير در كتاب كشف الغرور كه تاكنون دومرتبه طبع شده وظيفه بانوان را تا پانصد صحيفه شرح دادم در اينجا فقط به چند خبر تبرك مىجوئيم در كافى كلينى قدس سره روايت كرده كه روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله منبر رفتند و بعد از حمد و ثناى الهى فرمود ( أيّها النّاس إنّ جبرئيل أتاني من اللطيف الخبير و قال أنّ الأبكار بمنزلة الثّمر على الشّجر إذا أدرك ثمارها فلم تجتن افسدته الشّمس و نثرته - الرّياح و كذا الأبكار إذا أدركن ما يدرك النّساء فليس لهنّ دواء إلّا البعولة و إلّا و لم يؤمن