تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
انداخت مادر پا بفرار نهاد زنان قبيله جمع شدند و از سبب صيحه و فرياد اميمه پرسش كردند جريان را گفت زنان قبيله گفته‌اند اين افاعى را چگونه آورد گفت در جرابى آنها را حبس كرده و حمل نموده زنان قبيله گفته‌اند تأبط شرا اين لقب براى آن پسر بماند و اسم او ثابت بود و از اشعار او است .
طاف يبغي نجوة * من هلاك فهلك ليت شعري ضلّة * أيّ شيء قتلك أ مريض لم تعد * أم عدوّ ختلك . . . ام تولّي مارد * غال في الدّهر السّلك و المنايا رصد * للفتى حيث سلك أيّ شيء حسن * لفتى لم يك لك طالما قد نلت في * غير كدّ أملك
( الخ ) ( در )

اميمة

دختر خلف بن اسعد بن عامر بن بياضة بن سبيع بن جعثمة بن سعد بن مليح بن عمرو بن ربيعة الخزاعية و اين اميمه عمه طلحة بن عبد اللّه بن خلف الملقب بطلحة الطلحات و بانوى حرم خالد بن سعيد بن العاص كه آنفا ترجمه او گذشت و اين بانو از سابقات در اسلام بود مثل شوهرش خالد و هجرت بارض حبشه كردند و در آنجا سعيد بن خالد و امهء سابق الذكر از او متولد گرديد و لها صحبة حسنة و عشرة لطيفه در

ام هارون

رضى اللّه عنها بانوئى بوده است عابده زاهده تقيه و كانت من الخائفات ، بنان خالى قناعت مىكرد و مىفرمود سينه من منشرح نمىشود الا بدخول الليل چون صبح مىشود هم و غم مرا فرومىگرفت كه نعره مىزدم و مىشنيدم كه گوينده‌اى مىگفت نگاه داريد او را و من بىهوش مىشدم و گويند اين بانو مدت بيست سال روغن بر سر خود نماليد با اين حالت چون مقنعه از سر برميداشت گيسوان او بهترين گيسوان زنان بود و هرگاه در بيابان با شيرى تصادف مىكرد شير را خطاب مىكرد اگر در من قسمتى دارى بيا