تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
گفت شعب ما بين قلب و غشاوهء قلب است و او مانع معرفت قلب است پس چيزى را كه فهميدن او غيرممكن است چگونه تمنا مىكنى راه ، راست گفتن است آنگاه به خواندن شعر سوم اشارت نمود گفتم :
أ تراهم سلموا * ام تراهم هلكوا
گفت آنها سالم شدند شما بايد از خود سؤال كنيد كه در سلامت مىباشيد يا در هلاكت اين وقت بيت چهارم را خواست گفتم .
حار أرباب الهوى * في الهوى و ارتبكوا
آن دختر صيحه بر من زد و گفت تعجب است براى اهل عشق جايى نمانده كه در حيرت بمانند عشق و سودا را احاطت است جميع حواس را بهم وصل كند و عقل و فكر را بهم بندد حال دهشت و جاى حيرت نماند چيزى ديده نشود كه انسان از او تحير نمايد راه ، راست گفتن است و امثال ترا سزاوار نيست كه سخن بتسامح گويند گفتم خواهرا نامت چيست گفت قرة العين گفتم آرى روشنائى چشمى و اين قصيده را خواندم . پس قصيده‌اى كه سيزده بيت است مىخواند و اشعار به مسلمان بودن او مىنمايد .

قطر الندى

اسمش اسماء دختر ابو الجيش از كمال حسن او را قطر الندى گفته‌اند يعنى دانه شبنم مشار اليها اديبه بوده بديع الجمال صاحب فضل و كمال المعتضد باللّه عباسى كه شانزدهمى از خلفاى بنى العباس است او را تزويج كرد پدر قطر الندى ابو الجيش پسر احمد بن طولون صاحب مصر است كه در عصر المعتز باللّه امير تمام خطّهء مصر و برّ شام بود چون او درگذشت پسرش ابو الجيش نيز در عهد المعتمد على اللّه بانتخاب رؤسا وارث امارت پدر گرديد و بر دشمنان و رقباى خود غلبه كرد و بر قلمرو امارت خود افزود همين‌كه المعتمد باللّه درگذشت و خلافت بالمعتضد باللّه رسيد ابو الجيش با بعضى تحف و هدايا بدرگاه خليفه آمده اظهار انقياد كرد و دختر خود قطر الندى را كه همراه داشت درخواست نمود كه او را براى وليعهد المكتفى باللّه فرزند المعتضد تزويج نمايد خليفه
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 158 | شيخ ذبيح الله محلاتى