تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦

فضه

عابدة در نفحات الانس مسطور است كه فضه داراى مقام ولايت بوده و گوسفندى داشته كه شير او با عسل آميخته و شيخ ابو الربيع مالقى گفته است با اينكه ما به زيارت زنان معتاد نبوديم نظر بشهرت فضه بقريه‌اى كه در آنجا مسكن داشت رفتيم و كوزهء تازه خريده بر مشار اليها وارد شديم من درخواست كردم گفتم درخواست من اينست كه فيض و بركت گوسفند را به من نشان دهد فرمود از پستان اين گوسفند شير بدوش من در كوزه دوشيدم شير و عسل از پستان آن ميش آمد حقيقت حال را از خود او سؤال كردم گفت من شوهرى داشتم صالح و ما فقير بوديم در يكى از عيدهاى اضحى فقط گوسفندى ماده داشتيم شوهرم گفت اين ميش را قربانى كنيم من گفتم ما به اين ميش محتاجيم و خدا داناى حال ماست و در ترك اضحيه بر ما يأسى نيست آن‌روز اتفاقا ميهمانى بر ما وارد شد خوردنى نداشتيم كه نزد ميهمان ببريم بشوهرم گفتم اكرام ضيف لازم است اين گوسفند را ذبح كن تا طعامى براى ميهمان ترتيب دهيم شوهرم گفت مىترسم اطفال گريه كنند گفتم از خانه گوسفند را بيرون بر و در پشت ديوار ذبح كن چون چنين كرد و گوسفند را ذبح كرد بناگاه گوسفندى از فراز ديوار پائين آمد بدرون خانه من به گمان اينكه همان گوسفند است فرار كرده چون از خانه بيرون آمدم شوهرم را ديدم پوست آن گوسفند را مىكند واقعه را براى او گفتم گفت دل قوى دار كه حضرت ايزد گوسفندى بما عطا كرده بهتر از اينكه براى ميهمان ذبح كرديم و بدانكه از بركت اكرام ضيف و مسافر از اين ميش شير و عسل حاصل مىآيد . نگارنده گويد متفردات كتاب نفحات الانس قابل اعتماد نيست ما منكر نيستيم كه اولياء خدا كرامت دارند ولى اين قصه دليل تاريخى ندارد و اللّه العالم .

ارجوان

جاريهء صبيح المنظرى بوده كه آزاد كردهء القائم باللّه عباسى بوده و مادر المقتدى