موسيقى هم ربطى داشته با اينكه در اين فن مانند اقران خود نبوده اما حسن و ملاحت و طلاقت و فصاحت و حلاوت گفتار و لطافت و ظرافت را بدرجه كمال دارا بوده و معتمد كه از ادباى ملوك الطوائف مسلمين مغاربه محسوب مىشود با او مأنوس و از مصاحبت او محظوظ مىگرديده و بنا بر محبت وافر معتمد به او احترامى كامل حاصل نمود
گويند روزى رميكيه برخى از زنان بينوا را در پيشگاه سراى سلطنت ديد پا برهنه در گل و لاى راه مىروند و شير مىفروشند او نيز هوس كرد كه پابرهنه در گل راه رود و بشغل ايشان تشبه نمايد و شير بفروشد معتمد در همان حال در ايوان آن عمارت گلى ترتيب داد مركب با انواع طيبات و بخور و گلاب سپس رميكيه با دختران و جوارى معتمد مشكها بر دوش افكنده در آن گلها راه رفتند و بسان نسوان باديه تكلف شيرفروشى كردند و به اين آرزو نائل گرديدند
گويند كه معتمد بدست امير المسلمين دچار مذلت شد و با رميكيه در قلعه اغمات مقيد و محبوس گرديد در اول عيدى كه دررسيد و در آن عيد خود و دختران خود را بيچاره ديد همه افكار و پريشانحال اين ابيات بسرود .
فيما مضى كنت بالأعياد مسرورا * فساءك العيد في أغمات مأسورا
ترى بناتك في الأطمار جائعة * يغزلن للناس ما يملكن قطميرا
برزن نحوك للتّسليم خاشعة * أبصارهنّ حسيرات مكاسيرا
يطأن في الطّين و الأقدام حافية * كأنّها لم تطأ مسكا و كافورا
همانا شعر اخير اشاره است بيوم الطين كه به آن اشاره گرديد .
فاطمة
ام عبد اللّه دختر الشيخ الانام المقرى المحدث جمال الدّين سليمان بن عبد الكريم بن عبد الرحمن بن سعد اللّه بن ابو القاسم الانصارى الدمشقى است كه از اعيان و صلحاى عصر صفدى مىباشد مشار اليها خاتونى محدثه بوده و از علماى مائة ششم كه در عراق و اصفهان سكنى داشته و از مشاهير دمشق شام اجازه گرفته و تدريس كرده شمار مشايخ محدثين كه