خواهد كرد شيبه فرمود مرا فرود آور تا قدرت الهى به تو بنمايم چون او را فرود آورد و به روى خاك نشست .
پس به سجده افتاد و صورت بر خاك ماليد و گفت اى پروردگار نور ظلمت و گردانندهء هفت فلك با رفعت و قسمتكنندهء روزيها بر امت سؤال مىكنم از تو به حق شفيع روز جزا و نور بزرگوار كه سپردهاى آن را بما كه رد نمائى از ما مكروه دشمنان را هنوز دعاى ايشان تمام نشده بود كه خيل يهود رسيدند و در برابر ايشان صف كشيدند و بقدرت الهى هيبتى عظيم از شيبه و عم او بر ايشان مستولى شد و از روى تملق و مدارا گفتند اى بزرگواران نيكوكردار ما به قصد ضرر شما نيامديم و ليكن مىخواهيم شيبه را بسوى مادرش برگردانيم كه چراغ شهر ماست و مايهء بركت و نعمت ماست شيبه گفت از شما به غير كينه و خدعه و ستم چيزى نمىبينم و چون قدرت الهى بر شما ظاهر شده است اين سخن مىگوئيد .
پس يهود خائب و مخذول برگشتند و چون قدرى راه رفتند لاطيه پسر دطيه به ايشان گفت كه مگر نمىدانيد اين گروه معدن سحرند و ما را جادو كردند بيائيد تا پياده برگرديم و ايشان را دفع كنيم .
پس شمشيرهاى آبدار كشيدند و بجانب آن دو بزرگوار برگرديدند چون بنزديك ايشان رسيدند مطلب فرمود اكنون غدر و مكر شما ظاهر گرديد و جهاد شما واجب افتاد اين وقت مطلب كمان خود را گرفت و به چند تير چند نفر ايشان را بجهنم فرستاد اين وقت همگى بيكدفعه حمله آوردند و مطلب نام خدا برده و به ايشان مجادله مىكرد و شيبه مىگريست و تضرع بدرگاه ذوالجلال مىنمود تا آنكه ناگاه غبارى از دور نمايان شد و صهيل اسبان و قعقعهء سلاح شجاعان اوس و خزرج نمودار گرديد كه بطلب شيبه آمدند چون سلمى ديد كه يهودان با مطلب مشغول محاربهاند بنك زد برايشان كه واى بر شما اين چه كردار است اين وقت لاطيه روى بهزيمت نهاد مطلب گفت بكجا مىروى اى دشمن خدا پس شمشيرى برآورد بر او بزد و او را بدونيم كرد شجاعان اوس و خزرج بر يهود حمله كردند و احدى از ايشان را باقى نگذاشتند و همه را بقتل
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 347
مساهمون: شيخ ذبيح الله محلاتى
ص٣٤٧