تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
رسانيدند آنگاه سلمى گفت با مطلب كه تو كيستى كه مىخواهى فرزند شير را از مادر خود جدا بنمائى مطلب گفت من آنم كه مىخواهم شرف او را بر شرف خود بيفزايم من به او از شما مهربان‌ترم من عموى او هستم و همىخواهم كه خداوند متعال او را صاحب حرم گرداند سلمى گفت خوش آمدى أهلا و مرحبا چرا از من رخصت نخواستى در بردن فرزند من اين وقت سلمى با فرزند خود شيبه گفت اى فرزند گرامى اختيار با تو است اگر خواهى با عم خود به روى و اگر مىخواهى با من برگرد شيبه سر به زير افكند و قطرات اشك فروريخت و گفت اى مادر مهربان از مخالفت تو ترسانم و مجاورت خانهء خدا را خواهانم اگر رخصت مىفرمائى مىروم و اگرنه برمىگردم . سلمى گريست و گفت خواهش تو را بر خواهش خود اختيار كردم و بضرورت درد مفارقت ترا بر خود گذاشتم پس مرا فراموش مكن و خبرهاى خود را از من بازمگير و او را در بر گرفت و وداع نمود و با مطلب گفت كه اى فرزند گرامى عبد مناف امانتى كه برادرت به من سپرد بسوى تو تسليم كردم . پس او را محافظت نما چون هنگام تزويج او شود زنى كه مناسب او باشد در عزت و نجابت و شرف تحصيل كن و به او تزويج بنما مطلب گفت اى كريمهء بزرگوار كرم كردى و احسان نمودى و تا زنده‌ام حق تو را فراموش نخواهم كرد پس مطلب شيبه را رديف خود نمود و بجانب مكه روان گرديد و پرتو نور او بر كوههاى مكه تابيد و آن روشنى موجب حيرت اهل مكه گرديد همه از خانه‌ها بيرون شتافتند و چون مطلب را ديدند پرسيدند كه اين كيست كه آورده‌اى مطلب براى مصلحت گفت اين عبد من است پس به اين جهت شيبة الحمد را عبد المطلب گفتند و به اين اسم معروف گرديد و مردم از نور روى او متعجب بودند و الحمد للّه ربّ العالمين .

سلمى زوجهء حمزة بن عبد المطلب عليه السّلام

در ترجمهء خواهرش ام الفضل در جلد سوم بيان شد كه صاحب استيعاب اين چهار خواهر را از يك پدر مادر مىداند و آن سلمى زوجهء حمزة بن عبد المطلب و ام الفضل
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 348 | شيخ ذبيح الله محلاتى