گفت عرض حاجت كريم است بر لئيم و محروم شدن او گفتند دل كدام است و شرف كدام گفت دل آنست كه شخصى باشرف و شأن بدر خانه سفله رودبار نيابد و شرف آنست كه شخص بداند اگر از كسى خير و عطائى به او عايد گردد ما دام العمر رهين منت معطى باشد بنابراين هرگز كسى خواهش نكند و به غير در خانه حقتعالى به جائى نرود .
خاتون هاشميه
در ناسخ بعد از آنيكه اعتراض أبو برزه را بريزيد مىنگارد كه چرا چوب بر لبودندان حسين عليه السّلام مىزنى مىنويسد كه زنى در خانهء يزيد بود هاشميه چون اسراى آل محمد را با آن ذلت بريزيد وارد كردند اين زن صداى نوحه و ندبهء او بلند شد و مىگفت ( يا حبيباه يا سيداه يا اهل بيتاه يا ابن محمداه يا قتيل اولاد الادعياء ) اى فريادرس بيوهزنان و پناه يتيمان كشتند تو را اولاد زناكاران مردمى كه در مجلس يزيد بودند سخت بگريستند و بعضى تاقت نياورده برخواستند و رفتند .
خاتونى كه عسل هديهء رسول خدا نمود
در ناسخ در معجزهء ( 50 ) رسول خدا مىنويسد كه زنى به حضرت رسول كاسهاى از عسل هديه كرد چون ظرف او را بازفرستاد و همچنان مملو از عسل بود زن چنان دانست كه هديهاش قبول نشده است به حضرت پيغمبر آمد و گفت مگر گناهى كردهام كه هديهء من قبول شما نيست حضرت فرمود پذيرفته شد و اين بركت هديه تو است آن زن شاد و شاكر گشته روزگارى دراز خود و طفلانش از آن عسل خورش مىساختند يك روز آن عسل را بظرف ديگر تحويل داد و ازآنپس تمام شد اين قصه را بعرض رسول خدا رسانيد فرمود اگر در ظرف خود باقى گذارده بودى هرگز از عسل چيزى كم نمىشد ) .