تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
نمائى صله رحم او را بجاى آورم و بتواتر به او احسان و انعام نمايم على هاشمى گويد من پرسيدم كه قضيه چيست گفتند منصور از اين جاريه تفتيش حال محمد بن عبد اللّه محض را مىنمايد و او انكار مىكند و مىگويد از مكان و منزل او خبر ندارم منصور فرمان كرد تا او را چندان بزدند كه بىهوش به روى زمين افتاد و بيم آن بود كه روح از بدنش مفارقت كند چون به هوش آمد بانكار خود باقى بود با اينكه مىدانست مكان او را الخ .

( مج ) خاتونى كه با مهدى سخن كرد

و نيز در آن كتاب مسطور است كه صولى گفت روزى زنى در معبرى با مهدى متعرض شد گفت يا عصبة رسول اللّه در حاجت من چشم عنايتى برگشاى مهدى گفت تاكنون اين كلمه را يعنى خطاب بعصبه را از هيچ‌كس نشنيدم ( و عصبه جماعتى باشند كه وارث مىشوند از طرف پدر و اين كلمه بضم عين و سكون صاد و فتح با است ) بالجمله مهدى گفت آنچه حاجت دارد روا كنيد و بعلاوه ده هزار درهم به دو دهيد و اين جمله از قدرشناسى علم و كمالست كه چون يك‌كلمه با جلالتى و جيدى از زنى مىشنود ناشناخته اين‌گونه با وى بعنايت و احسان مىرود ) .

خاتون راهبه

در كتاب مذكور ج 3 ص 155 از كافى و بعضى كتب ديگر از يعقوب بن جعفر حديث كند كه گفت من خدمت امام كاظم عليه السّلام بودم كه مردى از اهل نجران يمن كه از جملهء راهبان بود با خاتون خود كه او هم راهبه بود به خدمت امام خواستند شرفياب شوند آن حضرت فرمود چون بامداد شود ايشان را در چاه ام خير بياوريد چون بامداد شد ايشان را در نزد چاه ام خير بياوردند موسى بن جعفر عليهما السلام فرمان داد تا حصيرى بگستردند و بنشستند و آن زن راهبه شروع به پرسش نمود و مسائل كثيره بپرسيد و همه را جواب شافى كافى شنيد بعد از آن حضرت چند مسئله از آن زن سؤال كرد جواب هيچيك را نتوانست بدهد ازآن‌پس زن آن بدست آن حضرت مسلمان شد بعد از
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 191 | شيخ ذبيح الله محلاتى