حرف الخاء
خواهر علاء الدّين كرمانى بعضى نام او را بيجه ضبط كردند از آن جمله در كتاب نفايس مير نظام الدّين على شيروانى كه در تهران بطبع رسيده در ص 350 گفته اين زن نامش بيجه و در علم نجوم مهارتى بكمال داشت و او خواهر مولانا علاء الدّين كرمانى است كه در زمان سلطان حسين بايقرا بوده و معاصر مير على بشر و مولانا جامى بوده و در جوار خانهء مولانا جامى مسجدى ساخته و توقع داشت كه مولانا جامى در آن مسجد نماز بگذارد و ليكن مولانا در مسجد او نماز نكرده و اين بيت در محراب مسجد نوشته .
نگذارم به مسجد تو نماز * زان كه محراب تو نمازى نيست
بيجه خاتون اين بشنيد در خشم شد به جهت مولانا جامى گفت :
جاميا زينسان خر چندى كه در گرد تواند * گر تو خر كردى تخلص سازى از جامى بهست
و گويد فضائل بيجه بسيار است تقويم خوب استخراج مىكرد و شعر نيكو نيز مىگفت اين مطلع از او است .
گرنه هردم ز سر كوى توام رشك برد * عاشقيها كنم آنجا كه فلك اشك برد
خاتون
كنيهاش ام يحيى است در تاريخ يزد گويد اين خاتون در سنه 787 زندگانى مىكرده است مدرسهء خاتونيه در يزد از آثار باقيه اين خاتون است
خاتون مدينه
در خيرات حسان او را از زنان مشهوره مدينهء منوره دانسته و نامش را بحيه بحاء مهمله ضبط كرده و گفته در قديم الايام در اين شهر شريف زندگانى مىكرده و بكمال عقل اشتهار داشته گويند از او پرسيدند جراحتى كه التيامپذير نيست كدام است