تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
آويخته شوى عرض كردم پدر و مادرم فداى تو باد كدام كناسه فرمود كناسهء كوفه عرض كردم اين كار نخواهد شد فرمود به خدا قسم و به حق آن‌كس كه محمد را براستى برانگيخت اگر بعد از من زنده باشى هرآينه نگران اين پسر مىشوى در گوشهء از نواحى كوفه كه كشته شود و دفن شود . سپس قبرش را شكافند و او را برهنه بر زمين بكشند و در كناسهء كوفه از دار آويخته شود پس از آن جسدش را از دار فرود آورند و بسوزانند و خاكسترش بباد دهند ابو حمزه گويد من عرض كردم يا سيدى فداى تو شوم نام اين غلام چيست فرمود زيد است ازآن‌پس هر دو چشم مباركش را اشك فروگرفت . و امام زين العابدين بعد از نماز صبح تا طلوع شمس سخن نمىگفت و بتعقيب نماز و اذكار اشتغال داشت در آن روز كه زيد متولد گرديد چون بشارت به حضرت آوردند امام عليه السّلام باصحاب خود فرمود نام اين پسر را چه بگذاريم هركدام چيزى گفتند آن حضرت فرمودند اى غلام قرآن را به من ده چون قرآن را گرفت و باز كرد بر سر صفحه اين آيه بيرون آمد
( فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً )
قرآن را برهم نهاد ديگرباره باز گشود اين آيه بر سر صفحه بود .
( إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ
. الآية ) چون اين آيت معجز دلالت را آن حضرت مشاهده نمودند دومرتبه فرمودند هو و اللّه زيد هو و اللّه زيد و آنچه آن حضرت درباره او خبر داده بود به صحت پيوست و وقوع پيدا كرد ( و كتابها در فضائل و مقتل زيد نوشته شده است و فضل و جلالت و عظمت و زهد و ورع و تقواى او متفق عليه باشد .

حولاء عطاره

دختر تويت بن حبيب بن اسد بن عبد العزى بن قصى القرشية الاسدية در استيعاب او را از صحابيات شمرده و بعد از ذكر نسبش گفته كه حولاء هجرت بمدينه كرد براى اينكه به خدمت رسول خدا مشرف شود و او از زنان مجتهدات در عبادت بوده و در او حديثى
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 181 | شيخ ذبيح الله محلاتى