حبابهء والبيه « 1 »
بنت جعفر الوالبيه است و والبيه قبيلة من بنى اسد كنيهء او ام الند است حالها فى الجلالة و عظيم الشأن كالنور على شاهق الطور است شيخ طوسى و سائر ارباب رجال او را ذكر كردند و ثقةالاسلام كلينى در كافى « 2 » در كتاب حجت در باب هفتاد نهم باب ( ما يفصل بين المحق و المبطل فى أمر الامامة ) روايت كرده كه حبابهء والبيه فرمود امير المؤمنين را در شرطة الخميس « 3 » ديدم كه تازيانهاى كه دو شعبه داشت در دست او بود و كسانى كه مارماهى و سكماهى و ماهيانى كه روى آب مردهاند يا فلس ندارند مىفروختهاند با آن تازيانه آنها را مىزد و مىفرمود اى فروشندگان مسوخ بنى اسرائيل و لشكر بنى مروان در آن حال فرات بن احنف از جاى برخواست عرض كرد يا أمير المؤمنين لشكر بنى مروان چه كسانى بودند فرمود جند بنى مروان كسانى بودند كه ريشهاى خود را مىتراشيدند و سبيلهاى خود را مىتابيدند خداوند آنها را مسخ كرد به صورت ( سوسمار ) حبابه گفت من نديدم تكلمكنندهاى كه بهتر از على بن ابى طالب تكلم كند پس بهمراه او همى قدم برداشتم و باثر او مىرفتم تا در رحبه مسجد جلوس فرمود پس گفتم يا امير المؤمنين دلالت امامت كدام است يرحمك اللّه پس بدست خود اشاره به سنگريزهاى كرد و فرمود اين را به من بده من آن سنگريزه را بدست او دادم آن حضرت بدست خود آن را نرم كرده خاتم برنهاد و به من رد كرد و فرمود : هركس توانست چنين كند او امام است و مفترض الطاعه است همانا مدعى امام نبايد چيزى از او پنهان بوده باشد حبابه گويد در آنوقت من مراجعت كردم تا هنگامى كه أمير المؤمنين عليه السّلام بدرجهء رفيعه شهادت رسيد من بنزد امام حسن عليه السّلام آمدم و او بجاى پدر خود نشسته بود و
هامش
( 1 ) بفتح الحاء المهملة و تشديد الباء الموحدة
( 2 ) و فيض كاشانى در وافى و محدث بحرانى در حدائق و خزاز رازى در كفاية النصوص و طبرسى در اعلام الورى و راوندى در خرايج و مجلسى در سابع بحار و غيرهم )
( 3 ) شرطه كفرقة الجند و الجمع شرط كرطب و الخميس الجيش و هم الذين يتهيئون للموت من الميمنة و الميسرة و القلب و الجناح و الكمين منه .