وداع حضرت حسين عليه السلام با زينب ( ع ) هنگام رفتن بميدان
در بحار گويد ان الحسين عليه السّلام لما نظر الى اثنين و سبعين رجلا من اهل بيته صرعى التفت إلى خيامه و نادى يا زينب و يا ام كلثوم و يا سكينه و يا فاطمة و يا رباب عليكن مني السلام
آتشكده
ماند تنها چون بميدان بلا * از پس ياران خديو كربلا
سر توحيد خداوند و دود * شد مجرد از اضافات و حدود
سوى خرگاه امامت تافت رو * روز روشن خور به مغرب شد فرو
خواهران چون عقد در بستند صف * گرد آن شه گوهر درج شرف
دختران چون اختران روشنش * انجمن گشتند در پيرامنش
توصيت را آن شهنشاه حجاز * حقهء لب بر تكلم كرد باز
چون شوم من كشته در دست عدو * سينه نشكافيد و مخراشيد رو
سيد محمد قطيفي
فاتته زينب مذ رأت ما قاله * حسر القناع و ذيلها مجرور
تدعوه يا خلف الذين مضوا و يا * فلكى اذا التطم البلا و السور
ما ذا الوداع اهل تيقنت الفنا * ما الراي فى و ما لدى خفير
فاجابها فل الفدى كثر العدي * قصر المدى و سبيلنا محصور
دافعت عنكم ما استطعت فلم يفد * و الصحب ذا شلو و ذاك عفير