تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
شه سراپا كرم شوق و مست ناز * گوشهء چشمى بدان‌سو كرد باز ديد مشكين‌موئى از جنس زنان * بر فلك دستى و دستى بر عنان از قفاى شاه رفتى هر زمان * بنك مهلا مهلنش بر آسمان كى سوار سرگران كم كن شتاب * جان من لختى سبكتر زن ركاب تا ببويم آن شكنج موى تو * تا ببوسم آن رخ دلجوى تو پس ز جان بر خواهر استقبال كرد * تا رخش بوسد الف را دال كرد شد پياده بر زمين زانو نهاد * بر سر زانو سر بانو نهاد همچه جان خود در آغوشش كشيد * اين سخن آهسته در گوشش كشيد كى عنان‌گير من آيا زينبى * يا كه آه دردمندان را شبى پيش پاى عشق زنجيرى مكن * راه عشق است اين عنان‌گيرى مكن در فراقت از تو جانم عذرخواه * رو كه رفتم حق ترا پشت‌وپناه رو يتيمان مرا غمخوار باش * در بلا و در شدائد يار باش رو كه هستم من بهرجا همرهت * آگهم از حال قلب آگهت چون شوى بر ناقهء عريان سوار * در بدر گردى بهر شهر ديار نيستم غافل دمى از حال تو * آيم از سر هركجا همراه تو رو كه سوى شام خواهى شد روان * با على آن قبله‌گاه عارفان رو بسر كن چادر اى گنج احد * باش از بهر اسيرى مستعد پس ترا لازم بود بىمعجرى * تا شود ظاهر كمال حيدرى اين اسيرى زان شهادت بس سر است * در اسيرى تو حق پيداتر است من بدون اين اسيرى گر شهيد * مىشدم من باز بود حق ناپديد پس صبوري در اسيرى پيشه كن * ريشهء بىطاقتى را تيشه كن كى دهد تخم شهادت خود ثمر * چون شود زينب اسير در بدر
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 94 | شيخ ذبيح الله محلاتى