الحسين اخته الى الفسطاط و قد كانت تعدو و تسعى حتى تناول اخاها ثوبا خلقا ليجعله تحت ثيابه او تناوله سراويل فان الذى يظهر من سياق الروايات ان الحسين لم يلبسها في الخيام و انما لبسها بنيها و بين معركة القتال و ان من ناوله ذلك اخته زينب ( ع )
و قد كانت تخرج من الخيام و تاتى الى معركة القتال لتنصر اخاها بلسانها و تعينه بالالتجاء الى الاعداء و ذلك حين سقط اخوها الحسين عن جواده على الارض )
و در جنات الخلود در اولاد حضرت فاطمة سلام اللّه عليها گويد سيم زينب كبرى در فصاحت و بلاغت و عبادت و زهد و تدبير و شجاعت شبيه پدر و مادر خود بود و بعد از شهادت حضرت امام حسين عليه السّلام همگى امور اهل بيت بلكه قاطبه زمرهء بنى هاشم برأى او تمشيت مىيافت و خطبها و گفتگوهاى او با ابن زياد و يزيد زينت اوراق مؤلفين است .
وفائى گويد
نمىدانم چه بر سر خامهء عنبرفشان دارد * كه خواهد سرى از اسرار پنهانى عيان دارد
به آهنگ حسينى مدح خاتون حجازى را * به صد شور و نوا خواهد بعالم رايگان دارد
چو خاتون آنكه او را نور حق در آستين باشد * چه خاتون آنكه جبريلش سر اندر آستان دارد
بيا عصمت تماشا كن كه از بهر خريدارى * درين بازار يوسف هم كلاف ريسمان دارد
تكلم كردنش را هركه ديدى فاش مىگفتى * لسان حيدرى گويا كه در طى لسان دارد
نبوت شأن پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ولايت درخور حيدر * نه آن دارد نه اين دارد ولى امانشان از اين و آن دارد
نگويم من بود مريم كنيز مادرش زهراء * اگر راضى شود او مريمش منت بجان دارد
زنى با اين همه شوكت نديده ديدهء گردون * زنى با اين همه سطوت بعالم كى نشان دارد
چرا با اين همه شأن و جلال و عصمتش دوران * ميان كوچه و بازار در هر سو عيان دارد
صبا رو در نجف برگو تو بر آن شير يزدانى * كه زينب در دمشق و كوفه چشم خونفشان دارد
بگو از مرك داغ نوجوانان پير شد زينب * كه اطفال صغير تشنهلب يك كاروان دارد
اگر خواهم ز غمهايش بيان يك داستان سازم * بهر يك داستان از غم هزاران داستان دارد