تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
در بحر حيرت فرورفته و از فصاحت و بلاغت و جرأت ام فروه اندازها گرفت پس از لختى سربرآورد گفت اسمهاى آسمان‌ها در نزد كسى باشد كه او را خلق كرده است . ام فروه فرمود دروغ مىگويى من كه زنى بيش نيستم به آنها عالم هستم اگر سزاوار بود من ترا تعليم مىدادم ابو بكر با كمال خشونت گفت اى دشمن خدا البتّه بايد يكى يكى اسماء آسمان‌ها را براى من بگوئى و اگر نه ترا بقتل مىرسانم ام فروه فرمود اى پسر ابو قحافه مرا بقتل تهديد مىكنى به خدا باك ندارم كه قتل من در دست توئى جارى بشود و ليكن من ترا خبر مىدهم دانسته باش كه آسمان دنيا ايلول روم بعون سوم سحقون چهارم ذيلول پنجم ماين ششم ماجير هفتم ايوث ابو بكر و حاضرين از دانش و بلاغت ام فروه تعجبها كردند و در كار او متحير ماندند ابو بكر گفت اى ام فروه چه گو در حق على ابن ابى طالب ( قالت و ما عسى ان اقول فى امام الائمه و وصى الاوصياء من اشرق بنوره الارض و السماء و من لا يتم التوحيد الا بحقيقة معرفته و لكنك نكثت و استبدلت و بعت دنيك بدنياك ) گفت من چه بگويم در حق كسى كه امام ائمه دين و سيد الوصيين است كه بنور او آسمان‌ها و زمين‌ها روشن است و خداپرست و موحد نمىشود مگر آنكه معرفت بولايت و امامت او داشته باشد و او را بنورانيت شناخته باشد اى پسر ابو قحافه تو بيعت او را شكستى كه در روز غدير با او بيعت كردي و دين خود را بدنياى دنيه فروختى ابو بكر گفت اين زن مرتد شده است بايد او را بقتل رسانيد و بهر وسيله بود ام فروه را شهيد كردند چون ديدند وجود او براى خلافت آنها بسيار خطرناك است اين وقت امير المؤمنين در وادى القرى در بستان خود مشغول بود چون مراجعت بمدينه نمود و شنيد كه ام فروه را شهيد كردند بر سر قبر ام فروه آمد ديد چهار مرغ سفيد كه منقارهاى سرخ دارند و در منقار هريك از آنها حبهء انارى مىباشد و در اطراف قبر ام فروه دور مىزنند چون نظر آن مرغان بر امير المؤمنين افتاد بنا كردند پرهاى خود را برهم زدند و صدا كردند و حضرت بنا كرد با آنها تكلم كردن و در آخر كلام خود فرمود
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 427 | شيخ ذبيح الله محلاتى