143 - ام فروهء الانصاريه
« 1 » سلمان فارسى رضى اللّه عنه مىفرمايد زنى از انصار كه او را ام فروه مىگفتهاند چندانكه در استطاعت او بود مردم را از بيعت با ابى بكر باز مىداشت و به آنها مىفرمود بيعت كنيد با على بن ابى طالب كه او امير المؤمنين و امام المتقين است اين خبر بابو بكر رسيده فرمان داد تا او را حاضرش كردند چون ام فروه در محضر ابو بكر حاضر شد ابو بكر او را عتاب كرد و گفت اين چه ناستوده كارى است كه از تو سر مىزند كه مردم را بر من مىشورانى و بيعت با من را باطل مىشمارى از اين كار توبه كن ام فروه گفت گناهى نكردم تا توبه بنمايم ابو بكر گفت واى بر تو مىخواهى شق عصاى مسلمين بنمائى و تفرقه در ميان آنها اندازى كدام گناه از اين بزرگتر باشد تو مگر در امامت من چه مىگويى ام فروه گفت تو امام نيستى قوم بامامت و خلافت تو راضى شدند و ترا گرامى دارند و خلافت مختص آنكس باشد كه از جانب خدا و رسول منصوب باشد و بر او روا نيست ظلم و جور و عالم است بر آنچه حادث مىشود از مشرق تا مغرب و محيط است بجميع علوم و خير و شرى كه در عالم است و هرگاه در آفتاب بايستد سايه براى او نيست و جائز نيست امامت براى كسى كه سالها بت پرستيده و بخداى تعالى كافر بوده سپس مسلمانى گرفته اكنون اى پسر ابو قحافه بگو بدانم تو كداميك از اين دو فرقه هستى ابو بكر گفت من از ائمهاى هستم كه اختيار كرده است آنها را خدا براى بندگانش ام فروه فرمود دروغ مىگويى و بر خداى تعالى دروغ بستى اگر تو از آن جماعت بودى حضرت بارى تعالى در كتاب خود يادى از تو مىنمود چنانكه ديگرى را ذكر فرموده ( و قال
وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ
) اى پسر ابو قحافه واى بر تو اگر تو امام برحقى به من خبر بده از اسمهاى آسمانهاى هفتگانه ابو بكر
هامش
( 1 ) علامهء مجلسى در جلد 9 بحار در باب استجابة دعائه در احياء موتى ص 556 از طبع كمپانى نقلا از خرايج از سليمان اعمش )