تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
عفو دست‌خوش ملامت و ندامت نشوند همانا بهترين مردم آنانند كه بر طريق پدران روند و آن توئى معاويه گفت براستى سخن گفتى ما بنى عبد مناف چنين باشيم پس بگو اين شعر چيست كه در حق ما انشا كردي
عزب الرقاد فمقلتي ما ترقد * و الليل يصدر بالهموم و يورد يا آل مذحج لا مقام فشمروا * ان العدو لآل احمد يقصد هذا على كالهلال تحفه * وسط السمأ من الكواكب اسعد خير الخلائق و ابن عم محمد * ان يهدكم بالنور منه تهتدوا ما زال مذ شهد الحروب مظفرا * و النصر فوق لوائه ما يفقد
ام سنان گفت چنين است من اين سخنان گفته‌ام و اميد مىرود كه بعد على ع مانند او مردى بر ما امير باشد يك‌تن از حاضران مجلس گفت يا امير المؤمنين اين اغلوطه‌ايست كه ام سنان مىدهد چه او گوينده اين شعر است
اما هلكت ابا الحسين فلم تزل * بالحق تعرف هاديا مهديا فاذهب عليك صلاة ربك ما دعت * فوق الغصون حمامة قمريا قد كنت بعد محمد خلفا لنا * اوصي اليك بنا و كنت وفيا فاليوم لا خلفا نؤمل بعده * هيهات نأمل بعده انسيا
قالت يا امير المؤمنين لسان نطق و قول صدق و لين تحقق فيك ما ظنناه فحظك الاوفر و اللّه ما اورثك الشنان فى قلوب المسلمين الا هؤلاء فادحض مقالتهم و ابعد منزلتهم فانك ان فعلت ذلك تزود من اللّه قربا و من المسلمين حبا ) . گفت يا امير المؤمنين سخنى گفته شده و كلمه صدقى بر زبان جارى گشته خداوند رفق و مداراتى در نهاد تو گذاشته كه ما هرگز گمان نداشتيم ترا از اين راه بهرهء بزرگ بدست شود سوگند با خداى كه خصمي تو در قلوب مسلمانان جاىگير نشود مگر بدست اين جماعت كه در خدمت تو جاى دارند ناچيز كن مقالت ايشان را و دور دار منزلت آنان را اگر چنين كنى قرب تو در حضرت يزدان فزايش گيرد و حب