تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
به آنها دست مىداد پس با او درآويخت تا هر دو به مقصود نائل گرديدند و چندان ام سلمه موقعيت در نزد ابو العباس پيدا كرد كه قسم ياد كرد تا ام سلمه زنده است زنى را نكاح نكند و با سريه‌اى هم‌بستر نشود و بعهد خود هم وفا كرد بالجمله ابو العباس امور مهمهء خود را بمشورت ام سلمه انجام مىداد و از او محمد وريطه متولد گرديد چون بمنصب خلافت نائل شد روزى خالد بن صفوان بر او وارد گرديد گفت يا امير المؤمنين من در امر شما بسيار فكر مىكنم كه به اين سلطنت و وسعت مملكت خود را اسير يك زن كرده‌اى و اكتفا بيك عيال نموده‌اى و از لذائذ دنيا محروم مانده‌اى و بقدرى پابند پيره‌زنى شده‌اى كه اگر مريض بشود مريض مىشوى و اگر غائب بشود غائب مىشوى و خود را از دوشيزگان نارپستان كه با ابروى كمان و تير مژگان و خد ريان و چشم فتان و در دندان و نارپستان و ساق سيمين و خرمن سرين و كفل ثمين و سراچهء بلورين محروم كرده‌اى با پير زالى روزگار بسر مىبرى چندان از اين‌گونه كلمات بگفت كه ابو العباس بىاختيار فريادى زد و گفت واى بر تو اى خالد گوش من تا به حال چنين الفاظ شيرين استماع نكرده كلمات خود را اعاده فرما گفت يا امير المؤمنين مگر نمىدانى ( بان منهن الطويلة الغيداء و ان منهن فضة بيضاء و العقيقة الادماء و الدقيقة السمرا و البربرية العجزاء من مولدات المدينة تفتن بمحادثتها و تلتذ بخلوتها و اين امير المؤمنين من بنات الاحرار و النظر الى ما عندهن و حسن الحديث منهن و لو رايت يا امير المؤمنين الطويلة البيضاء و السمراء العيناء و الصفراء العجزاء و المولدات البصريات و الكوفيات ذات الالسن العذبة و القدود المهفهفة و الاوساط المخضرة و الاصداق المزرفه و العيون المكحلة و الثدى المحققة و حسن زيهن و زينتهن و شكل هن لرايت شخصا حسنا ) كفت اى امير المؤمنين بعضى از اين دوشيزگان هستند چون سرو خرامان دست افشان و پاىكوبان با ذلف پريشان آنان را بنگرى خواهى ديد كه هرگاه قدم بردارند گيسوان آنان گفتى در اطراف صورت آنها نافهاى مشك روي ورق نقره ريخته‌اند و هرگاه نظر بسوى تو اندازند با هزار عشوه و ناز و غمزه و دلال از پيش تورم كنند
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 400 | شيخ ذبيح الله محلاتى