كه عموي پدرش أمام زين العابدين است چونكه عمر اشرف هم از طرف مادر به حضرت امير المؤمنين ع و حضرت زهرا ع مىرسد بخلاف عمر اطرف كه فقط شرافت او از يك طرف است و اين عمر با زيد شهيد از يك مادر بودند و از زيد بزرگتر و مكناى بابو على بود و او مردى فاضل و جليل و متولى صدقات امير المؤمنين بود و مردى با سخاوت و ورع بوده و در جلد ثانى متعلق باحوال امام سجاد از ناسخ عده رواياتى از همين عمر اشرف نقل مىفرمايد و عقب او از يك فرزند كه على اصغر محدث باشد باقى ماند
107 ام سلمه دختر حسين اثرم
زوجهء حسن بن زيد بن امام حسن ع و حسين اثرم فرزند بلاواسطه امام حسن است و ازاينجهت او را اثرم گويد كه دندان ثناياى او ساقط شده بود يا آنكه يكى از چهار دندان او شكسته بود و از حسين اثرم اولادى نماند فلذا فرزندان امام حسن تماما منتهى بحسن مثنى و زيد مىشود و از اين دو نفر سادات حسنى به حمد اللّه روى زمين را سنگين كردند ( ناسخ )
108 ام سلمه دختر امام باقر ع
زوجهء محمد ارقط فرزند عبد اللّه با هر فرزند امام زين العابدين ع و عبد اللّه را باهر گويند بواسطهء حسن و جمال و درخشندگى ديدار در هيچ مجلسى نه ننشستى مگر آنكه حاضران را از فروغ روى و روشنى جمال نور بخشيدى و جماعتى مادر او را همان مادر امام محمد باقر ع مىدانند و اين عبد اللّه باهر متولى صدقات امير المؤمنين ع بود چنانچه درج 2 در ترجمه فاطمه بنت الحسن تحت ذكر امهات ائمه بيان شد كه اين عبد اللّه مردى فاضل و فقيه و صاحب روايات از پدران خود بود در مدينه وفات كرد و عمر او پنجاه هفت سال بود و عقبش از پسرش محمد ارقط ماند فقط و حضرت صادق محمد ارقط را ابو عبد اللّه كنيه داد و وجه ملقب شدن او بارقط اين بود كه در چهرهء او توصيفى ناستوده بود ( يعنى مجدر بود و در شمار محدثين مدينه بود