بنما و به همهكس تعليم مكن كه مىترسم بدست كسى افتد كه براى امر باطلى و نامشروعى بخواند بهدرستى كه اين دعا بسيار شريف است و مشتمل است بر اسم اعظم خدا كه هركه بخواند حاجت او برآورده مىشود و اگر درهاى آسمان و زمين همه بسته بشود يا دريا ها حائل باشند ميان تو و حاجت تو چون اين دعا را بخواني البتّه حق تعالى آسان مىگرداند رسيدن ترا بمطلب تو و حاجت ترا برمىآورد و هركه اين دعا را بخواند خدا مستجاب مىگرداند خواه مرد باشد يا زن و اگر جن و انس همه دشمن پسر تو باشند خداوند قادر كفايت شر ايشان مىكند و زبان ايشان را مىبندد و ايشان را منقاد فرزند تو مىگرداند ام داود گفت كه آن حضرت آن دعا را براى من نوشت و به خانه برگشتم چون ماه رجب داخل شد آنچه حضرت فرموده بود به عمل آوردم و در شب شانزدهم نماز شام و خفتن را ادا كردم و از روزه افطار نمودم و قدرى عبادت كردم و بخواب رفتم در خواب ديدم جمعى از ملائكه و پيغمبران و شهدا و عباد را كه من بر ايشان صلوات فرستاده بودم و حضرت رسول مرا خطاب فرمود كه اى مادر داود بشارت باد ترا كه اين جماعت را كه مىبينى همه برادران و ياوران و شفيعان تواند و از براى تو طلب آمرزش مىكنند و بشارت مىدهند ترا باينكه حاجت تو برآورده است پس بشارت باد ترا بآمرزش و خوشنودى حقتعالى و خداوند ترا جزاي خير دهد و شاد باش كه حق تعالي فرزند ترا حفظ مىكند و به تو برمىگرداند انشاءالله ام داود گفت از خواب بيدار شدم و بعد از آن به قدر اينكه سوارى از عراق بمدينه آيد طول كشيد كه بناگاه داود بر من وارد شد و گفت اى مادر من در عراق در زندان بسيار تنگى بودم و سنگينى غل و زنجير كشيدم و نااميد بودم از خلاص شدن چون شب نصف رجب شد در خواب ديدم كه بلندىهاى زمين پست شد و ترا ديدم كه بر روي حصيرى نشسته براى نماز و بر دور تو مردان چند نشسته بودند كه سرهاى ايشان در آسمان بود و پاهاى ايشان در زمين و تسبيح و تنزيه خدا مىكردند پس يكى از ايشان كه از همه خوشروتر و خوشبوتر بود و جامهاى بسيار پاكيزه دربرداشت و چنان دانستم كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جد من است خطاب كرد به من كه بشارت باد ترا اى فرزند عجوزه صالحه
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 391
مساهمون: شيخ ذبيح الله محلاتى
ص٣٩١