تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
هاي سلاطين را جواب مىنوشته است و هر بلدى كه در تحت تصرف او بوده كمال امنيت براى رعيت حاصل بوده و سلطنت رى سالها در تحت تصرف او بوده كمال امنيت در شهرستانها و كوهستانها برقرار بوده و ام رستم بنت شيرويه مرزبانى است كه والى مازندران بوده چون فخر الدوله برحمت حق پيوست مجد الدوله باشارهء امراء بر اريكه سلطنت نشست و برادرش شمس الدوله در همدان و كرمانشاهان تا حدود عراق در تحت تصرف او گذاشت ولى زمام امور در دست ام رستم بود و چون مجد الدوله ابو على بن قاسم را وزير خود كرد بر او تزريق كرد كه مادر تو زمام مملكت در دست گرفته و بيم آن مىرود كه ترا مقهور كند بالاخره حب رياست مجد الدوله را وادار كرد تا با مادر خود مخالفت نموده و تا هنگامى كه صعير بود ناچار بود از اطاعت مادر چون به حد رشد رسيد و كامل گرديد در سن از اطاعت مادر سرپيچيد ام رستم خفية بجانب كردستان كوج كرده و در نزد حاكم آن ديار ( بدر بن حسنويه ) نزول اجلال نموده بدر بن حسنويه مقام او را بزرك شمرده لشكرى براى او تجهيز داده ام رستم با سپاه خود بجانب رى متوجه گرديد مجد الدوله نيز با سپاه خود روي به جنگ مادر نهاده بالاخره غلبه با ام رستم شده مجد الدوله را گرفته در زندان محبوس نمودند و بعد از مدتى از او عفو كرده او را رها كرد و امور سلطنتى را واگذار به او نموده الا آنكه مجد الدوله بدون اجازهء مادر كارى نمىتوانست كرد ام رستم پسر ديگرش را كه ملقب بشمس الدوله بود حاكم همدان گردانيده و ابو جعفر كاكويه را حاكم گردانيده و امور سلطنت را كاملا عهده‌دار شده سلطان محمود غزنوى چون قوت پيدا كرد لشكرى مهيا كرد كه با ام رستم آغاز حرب بنمايد ام رستم‌نامه بمحمود غزنوى نوشت ايها السلطان از من درخواست كرده بودى كه سكه بنام تو بزنند و خطبه بنام تو بخوانند و اگر من امتناع نمودم مهياى حرب باشم ولى دانسته و آگاه باش كه تا شوهر من فخر الدوله زنده بود اين دغدغه در خاطر من بود كه اگر سلطان چنين فرمانى صادر كند آيا چه قسم او را چاره توان كرد ولى امروز خاطر من از اين دغدغه فارغ است چه آنكه سلطان عاقل است و مىداند مسئله حرب چنان است كه طرف يا غالب مىشود يا مغلوب و اگر