بر آن بت ريختم بناگاه سگى پيدا شد و آن شير را ليسيد چون خلاص كرد پاى خود را بلند نمود و به آن بت بول كرد اين منظره بر من مكروه افتاد اين دو بيت گفتم .
الا يا نهم اني قد بدا لى * مدى شرف يبعد منك قربا
رايت الكلب سامك خط جيد * فلم يمنع قفاك اليوم كلبا
يعنى اى بت هرآينه بتحقيق كه بر من معلوم شد كه شرف و بزرگوارى از تو دور است و اين سبب شد كه منهم از تو دوري بنمايم چه آنكه ديدم سگ بر تو بالا رفت و ترا ليسيد و بر تو بول كرد و نتوانستى كه آن سگ را از خودت دفع دهى كه بر گردن تو بول نكند ام ذر چون سخنان مرا شنيد گفت لقد اتيت جرما و اتيت عظيما حين هجرت نهما گفت گناه بزرگى مرتكب شدى كه مىخواهى ترك عبادت نهم بنمائى من ام ذر را از قصه آگاه كردم اين اشعار را بر من قرائت كرد
الافا بغنا ربا كريما * جواد ا فى الفضائل يا ابن وهب
فما من سامه كلب حقير * فلم يمنع يداه لنا برب
فما عبد الحجارة فهو غاو * ركيك العقل ليس بذى لب
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند راست گفت ام ذر عبادت سنك را نكند مگر شخص گمراه ( الاصابه )
و بتا بر آنچه در ترجمهء تاريخ اعثم كوفى است ام ذر با ابو ذر در ربذه بودند تا ابو ذر در آنجا فوت كرد كه ترجمه او را مفصلا در جلد 2 ( الكلمة التامة ) نگاشتهام .
100 ام رستم [ زوجه فخر الدوله ديلمى ]
بانوى حرم فخر الدولهء ديلمى والدهء مجد الدوله ديلمى از آل بويه كه كنيهء او ابو طالب و نام رستم بود مادرش مكناة بام رستم گرديد و پسر ديگر داشته بنام احمد بن فخر الدوله و او را ابو شجاع و عين الدوله مىگفتهاند و اين ام رستم سالها با كمال استقلال در عراق حكومت كرده و در نزد هر سلطانى نائبى داشته و بدون مشورت نام